پس از آن بسيار گريست و انوارى ايشان را احاطه كرد و آن مكان را چون ماه شب چهارده روشن نمود . سپس شيخ حياة از مسجد خارج شد در حالى كه دو بيت ذيل را مىخواند :
سيّد المحبّين للمحبوب إعجالّ * و قلب فيه من الأحوال بلبال
محبين به سوى محبوب سرعت مىگيرند و قلبى دارند كه حالاتى در آن وارد
مىشود .
أطوى المهامة مِن قَفر على قدم * إليك يدفعنى سهلٌ و أجبال
مىپيچم بر گامهايم بيابانهاى وسيعى را كه بدون آب و علف است ، بيابان و كوهها مرا
به سوى تو مىآورند .
آن چهار نفر به من گفتند به دنبال شيخ برو ، رفتم و ديدم كه بيابان و دريا و سهل و جبل در زير پاى ما مىپيچيد و هر قدم كه بر مىداشت مىگفت :
« يا ربّ حياة ! كن لحيوة . »
اى پروردگار ، زندگانى [ اى پروردگار زندگانى ] براى زندگانى باش .
ما سريعتر از يك نماز صبح به حرّ رسيديم . [ و هنوز مردم در نماز بامداد بودند . ] « 1 »
( 1408 ) حيدرآل محفوظ عاملى
از علما و اتقيا و صاحب كرامات است . پس از سالها از وفاتش جسد او را تازه و با طراوت و نورانى با محاسن شَقراء يافتند . مزارش در قريه [ عين ] بعلبك معروف است . « 2 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : شرح حال محمد شهيد ملقّب به هدايت على و پدرش ، كرامات الاولياء ، ج 2 ، ص 55 .
( 2 ) . طبقات اعلام الشيعه ( الكرام البرره ) ، ج 1 ، ص 447 ، شمارهى 904 .