شنيدهام شوهرت مىخواهد زن ديگر اختيار كند . گفتم : آرى . گفت : چگونه مىشود با آن عقلى كه دارد دل خود را به دو زن از خدا بازدارد ؟ مگر تفسير آيهى :
إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ
« 1 » ؛ ( مگر كسى كه دلى پاك به سوى خدا بياورد . ) را نشنيده ؟ گفتم : خير .
گفت : تفسير آن اين است كه به خدا برسى و در دل تو هيچ چيز غير از او نباشد . رابعه مىگويد : از نزد وى بيرون آمدم و از اثر آن سخن تمايل كنان مىرفتم و از مردانى كه در راه پيش مىآمدند شرم مىداشتم كه گمان نكنند كه مست هستم . « 2 »
( 1388 ) ابوالخير ، اقطع حمّاد تنياتى « 3 »
صاحب آيات و كرامات و يگانه زمان خود در توكّل و فراست است كه درّندگان با وى انس مىگرفتند . اصلش از مغرب « 4 » بود و در تنيات كه دهى است در 10 فرسنگى مصر مىزيست . با ابوعبداللَّه جلا و ابوالقاسم جنيد و ديگر عرفا مصاحبت نمود و در حدود سال 340 از دنيا رفت و جنب مناره ديلميّه در قرافه صغرى مصر دفن شد .
گفتار
به وى گفتند : شنيدهايم درندگان با تو انس مىگيرند ؟ گفت : بلى ، « الكلاب يأنس بعضها ببعض . » ؛ ( سگها بعضى با بعض ديگر انس مىگيرند . )
- « إيّاك أن تطلب من اللَّه أن يصبرك ، واسأل اللَّه اللطف بك ، فهو أولى ؛ لِانّ تجرُّع مراراتِ الصبر شديدةٌ على أمثالِنا . »
هامش
( 1 ) . سورهى شعراء ، آيهى 89 .
( 2 ) . طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 97 .
( 3 ) . اقطع : 1 . كسى كه دو دست ندارد ؛ 2 . ناشنوا ؛ حمّاد : بسيار ستايش كننده ؛ تيناتى : منسوب به تينات ، روستايى در نزديكى مصيصه از تواقع حلب ، واقع در ساحل درياى شام .
( 4 ) . مغرب : اين واژه در اصطلاح جغرافياى بلاد اسلامى ، مغرب كشورهاى شمال آفريقا ، تونس ، الجزاير ، ليبى و مراكش ( مغرب كنونى ) را شامل مىشود .