مشاهده متولد مىشود ، پس كسى كه حق را در باطنش مشاهده كند هستى از دلش ساقط مىشود و وقتى كه مشاهدهى خداوند بر اين گروه پشت سر هم باشد ، حق تعالى ايشان را دوست داشته ( سرپرست ايشان مىشود ) ، سپس ايشان را در پرده قرار مىدهد ، پس جذب مىشوند از حيرت در نور مشاهده به حيرت در نور ازل ، سپس از سرگردانى به حيرت در نور ازل جذب شده ، سپس از حيرت در انس مقدس او به سرگردانى در عين جمع [ ديدن خداوند با كثرات ] كشيده مىشوند ؛ پس بعضى از آنها بين مستور شدن حق و تجلى او در حيرت بوده و بعضى از آنها بين عبد و نزديك شدن به حق تعالى سرگردان و ديوانه وار هستند و بعضى از آنها بين رسيدن و بالا رفتن ساكنند و آن محل استقامت و استقرار است و اين صفت حضور است كه در آن غير از گناهان زير موارد هيبت حق تعالى نيست ؛ خداوند - عزّوجلّ : فرمود : « پس چون بر آن حاضر شدند [ به يكديگر ] گفتند : « گوش فرادهيد . » )
- دربارهى آيهى شريفه :
إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا
« 1 » ؛ ( محقّقاً كسانى كه گفتند : « پروردگار ما خداست » سپس ايستادگى كردند . ) گفت :
« معناه : إستقاموا على المشاهدة ؛ لِانّ من عرف اللَّه ، لا يهاب غيره ؛ و من أحبّ شيئاً ، لا يطالِع سِواه . »
بر مشاهده استقامت كردند زيرا كسى كه خدا را شناخت از غير او نمىترسد و كسى كه چيزى را دوست داشت غير او را مطالعه نمىكند . « 2 »
( 1057 ) جانان بيگم
گويند وى صاحب فضايل صورى و معنوى و بهرهى وافى از علم و فضل داشت .
هامش
( 1 ) . سورهى احقاف ، آيهى 13 .
( 2 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 536 ؛ طبقات شعرانى ، ج 128 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 283 .