تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١

( 1249 ) معين الدّين ، حسن سنجرى « 1 »

( 1250 ) حكيم شرف الدّين ، حسن شفايى اصفهانى

افضل فضلاء زمان ، جامع كمالات صورى و معنوى و حاوى حكمت علمى و عملى است كه از عالم توحيد و تجريد نيز بهره داشت . ميرداماد وى را تمجيد نموده است . در سال 1037 به ديدار محبوب شتافت . شعر
- به هر كس مىرسد عاشق ، دلِ ديوانه مىجويد * دلش را آشنا برده است و از بيگانه مىجويد به نا اميدى از آن خوشدلم كه چرخ نيافت * بهانه‌اى كه توان از من انتقام كشيد به شغل عاشقى ، غم‌هاى عالم رفت از يادم * چه مىكردم اگر كارى چنين پيدا نمىكردم نظر به جانب او ، بىنظر توان كردن * حجابِ چهره‌ى عشاق ، عين بينايى است ببين و هيچ مبين ، و بدان و هيچ مدان * كه خاكِ پاى ادب ، كيمياى دانايى است
هامش
( 1 ) . سِنْجَرى : منسوب به سِنْجَرْ : 1 . مخفّف سِنْجار شهر مشهور و قديمى واقع در شمال عراق مىباشد ؛ 2 . نام جدّ به همين نام .