( 1249 ) معين الدّين ، حسن سنجرى « 1 »
( 1250 ) حكيم شرف الدّين ، حسن شفايى اصفهانى
افضل فضلاء زمان ، جامع كمالات صورى و معنوى و حاوى حكمت علمى و عملى است كه از عالم توحيد و تجريد نيز بهره داشت . ميرداماد وى را تمجيد نموده است . در سال 1037 به ديدار محبوب شتافت .
شعر
- به هر كس مىرسد عاشق ، دلِ ديوانه مىجويد * دلش را آشنا برده است و از بيگانه مىجويد
به نا اميدى از آن خوشدلم كه چرخ نيافت * بهانهاى كه توان از من انتقام كشيد
به شغل عاشقى ، غمهاى عالم رفت از يادم * چه مىكردم اگر كارى چنين پيدا نمىكردم
نظر به جانب او ، بىنظر توان كردن * حجابِ چهرهى عشاق ، عين بينايى است
ببين و هيچ مبين ، و بدان و هيچ مدان * كه خاكِ پاى ادب ، كيمياى دانايى است
هامش
( 1 ) . سِنْجَرى : منسوب به سِنْجَرْ : 1 . مخفّف سِنْجار شهر مشهور و قديمى واقع در شمال عراق مىباشد ؛ 2 . نام جدّ به همين نام .