تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
همچنين مىگويد :
- از ردّ و قبول ديگرانش چه تفاوت * آن بنده كه در چشم خريدار در آمد هر كه را سر به جيب عرفان است * از تو بر تو ، هزار برهان است معرفت كى ز قال مىزايد ؟ * رهبر كور ، كور كى شايد ؟ آن زمان بزم قرب را شايى * كت برانند ، پيشتر آيى « نَحْنُ أقْرَب » « 1 » دليل نزديكى است * ليك چشمت به روى تاريكى است چهره‌ى آفتاب ، خود فاش است * بى نصيبى ، گناه خفّاش است
ديده از آفتاب پُرسازى * چشم خفّاش گر بيندازى چشم خود بين ، خداى بين نشود * حَنْظَل از سعى ، انگبين نشود ديده كو خويش را نمىبيند * هيچ دانى چرا نمىبيند ؟ قربِ بسيار ، مايه‌ى دورى است * وصلِ بىحد ، دليل مهجورى است چون ندارى نشانه‌اى از ذات * مىشوى گم در ازدحام صفات زآن گرفتار دام وسواسى * كه به هر كَسْوَتيش نشناسى تو نظر كن به حسن روز افزون * منگر بر لباس گوناگون گر به چشم شهود بنشينى * هر چه بينى ، نخست او بينى اى حجابِ رخت ، نقابِ ظهور ! * پرده‌ى هستىات ، تجلّىِ نور ما و من را به حضرتت ره نِه * هيچ كس از تو ، جز تو آگه نه « 2 »
هامش
( 1 ) . اشاره است به آيه‌ى شريفه‌ىوَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ؛ ( و ما از شاهرگ [ او ] به او نزديكتريم . ) . سوره‌ى ق ، آيه‌ى 16 . ( 2 ) . رياض العارفين ، ص 357 .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 222 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)