تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
- پرسيدند : از كجا مىخورى ؟ گفت :
وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَفْقَهُونَ
« 1 » گنجينه‌هاى آسمان‌ها و زمين از آنِ خداست ولى منافقان درنمىيابند . - كسى گفت : مرا موعظه فرما . گفت : « إذا أردتَ أن تعصى مولاك ، فاعصِه فى موضع لا يراك اللَّه . » وقتى خواستى كه مولايت را معصيت كنى او را در جايى معصيت كن كه تو را نبيند . - پرسيدند : « بم رُزقت الحكمة ؟ قال : بخِلو البطن ، و سخاء النّفس ، و سهر اللّيل . » به چه چيز حكمت روزيت شد ؟ جواب داد : به خالى بودن شكم و سخاوتمندى جانم و بيدارى شب . « 2 »

( 1179 ) بىبى حاج لاهورى

عارفه بزرگوارى است كه تا زنده بود قدم از جاده‌ى شريعت و طريقت مستقيم بيرون ننهاد . صاحب وجد و حالت و خوارق و كرامات بود و دايم به مجاهده و رياضت ، عمر به سر مىبرد . نقل است كه چون لشگر امير تيمور بر لاهور غلبه كرد ، وى از حق تعالى درخواست نموده كه : روى نامحرم بر من منماى و زمين را فرمان ده تا مرا فرو برد . ناچار دار دنيا را وداع گفت و در ظاهر شهر مدفون شد و مزارش زيارتگاه مردمان است . « 3 »
هامش
( 1 ) . سوره‌ى منافقون ، آيه‌ى 7 . ( 2 ) . روضات الجنّات ، ج 3 ، ص 4 ؛ حلية الاولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 8 ، ص 73 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 80 ؛ نفحات الانس ؛ رشحات عين الحياة ، شماره‌ى 55 ؛ طبقات شعرانى ، ج ص ، 68 ؛ تذكرة الاولياء . ( 3 ) . ثمرات القدس .