تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١

( 1024 ) بى بى تاج لاهورى « 1 »

در كمالات هم‌چون خواهرش ، بى بى حاج لاهورى است و پس از آمدن لشگر امير تيمور به لاهور به دعاى خواهرش هر دو دار دنيا را وداع گفتند . « 2 »

( 1025 ) تحفه عابده

صاحب شورى عجيب بود ، سرّى سقطى - متوفى به سال 257 - كه به ديدار وى نايل آمد مىگويد : شبى خوابم نيامد و قلق و اضطرابى عجيب داشتم ، چنان كه از تهجّد محروم ماندم . چون نماز بامداد كردم ، بيرون رفتم و به هر جا كه گمان مىبردم شايد از آن اضطراب تسكينى حاصل شود ، گذر كردم ، هيچ سودى نداشت . آخر گفتم : به تيمارستان بگذرم و اهل ابتلاء را ببينم ، شايد بترسم و منزجر شوم . چون به تيمارستان درآمدم ، دل من بگشاد و سينه من منشرح شد ، ناگاه كنيزكى ديدم بسيار تازه و پاكيزه و جامه‌هاى فاخر پوشيده ، بوىِ خوش از او به مشام من رسيد ، منظرى زيبا و جمالى نيكو داشت ، به هر دو پاى و دو دست دربند بود . چون مرا ديد ، چشمها پر آب كرد و شعرى چند بخواند . به صاحب تيمارستان گفتم : اين كيست ؟ گفت : كنيزكى است ، ديوانه شده ، خواجه‌ى وى ، وى را دربند كرده است تا مگر به اصلاح آيد . چون سخن صاحب تيمارستان را شنيد ، گريه راه گلويش را گرفت ، سپس اين ابيات را بخواند :
معشر النّاس ! ما جننتُ ، و لكن * أنا سكرانه ، و قلبى صاحى
اى گروه مردم ! من ديوانه نشده‌ام ، و ليكن ، من مست اويم ، و دلم هوشيار است .
هامش
( 1 ) . لاهورى : منسوب به لاهور شهرى قديمى واقع در شمال شرقى پاكستان . ( 2 ) . ثمرات القدس .