خاك پيش من پستتر است .
نيز گويند : چون نماز عشاء مىخواند ، خود را خوشبو مىكرد و لباسهاى خود را مىپوشيد و خود را به شوهر عرضه مىكرد و مىگفت : آيا حاجتى دارى ؟ اگر مىگفت :
خير ، لباسها و زينت از خود جدا مىكرد و تا به صبح به نماز مشغول مىشد . « 1 »
( 856 ) امرأه زَمِنه
پيرزنى است كه ذوالنّون - متوفى به سال 248 - دربارهى وى و عدّهاى ديگر مىگويد :
« من أراد تجريد التّوحيد و خالص التوكّل ، فعليه بالنسآء الزّمنى ببغداد . »
هر كس توحيد پيراسته از شائبه شرك و توكّل خالص را بخواهد ، نزد زنان زمين گير در بغداد برود .
گويند : هنگامى كه ذوالنّون را دستگير كرده و از مصر به بغداد ، نزد متوكل مىآوردهاند ، زمنه را ديده و وى كلماتى به ذوالنّون تعليم كرد تا چون نزد متوكّل آمد جواب دهد و نجات يابد . ذوالنّون نيز چنان كرد و نجات يافت . « 2 »
( 857 ) امرأه سوداء « 3 »
ذوالنّون مصرى - متوفى به سال 248 - گويد :
هامش
( 1 ) . طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 56 .
( 2 ) . طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 59 ، در شرح حال ذوالنّون .
( 3 ) . سوداء : سياه پوست .