تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢

( 843 ) الياس اتا

( 844 ) ابو محمّد ، نظام الدّين الياس بن يوسف [ احمد بن الياس ] « 1 » بن مؤيّد قمى گنجوى « 2 »

موحّد عالى مقام و صاحب علوم ظاهرى و قناعت و تقوى و عزلت و كرامات است . در سال 540 در تفرش قم ديده به جهان گشود و در گنجه اقامت داشت و در سال 614 از دنيا رفت . غزليات و مثنويّات و قصايدى از وى برجاى مانده است . شعر
- هر كه نه گويا به تو ، خاموش به * هر چه نه ياد تو ، فراموش به بى بدَل است آن كه تو آويزىاش * بى ديَت است آن كه تو خون ريزىاش بنده‌ى دل باش ، كه سلطان شوى * خواجه‌ى عقل و مَلِك جان شوى سرو شو ، از بند خود آزاد باش * شمع شو ، از خوردن خود شاد باش بر در او شو ، كه از اينان بِهْ او است * روزى او خواه ، كه روزى ده او است هر چه خلاف آمدِ عادت بوَد * قافله سالار سعادت بود سر ز هوا تافتن از سرورى است * ترك هوا ، قوَّت پيغمبرى است تو خدا را شو ، اگر جمله جهان گيرد آب * به خدا ، گر سر مويى ، قدمت‌تر گردد هر كه در اين مهد روان راه يافت * بيشتر از نور سحرگاه يافت اى ز خجالت همه شب‌هاى تو * رو سيه از روز ، طرب‌هاى تو
هامش
( 1 ) . نام پدرش را الياس نوشته‌اند و نام وى را احمد . ( 2 ) . گنجوى : منسوب به گنجه ، شهر معروف و قديمى واقع در ناحيه قفقاز ( جمهورى آذربايجان كنونى ) .