( 827 ) اعرابى گمنام
ابراهيم خوّاص - متوفى به سال حدود 291 - گويد : وقتى در باديه مىرفتم ، بسيار گرسنه شدم ، اعرابى پيش من آمد و گفت : اى فراخ شكم ! اين همه تقاضاى طعام چيست كه تو مىكنى ؟ گفتم : چندين روز است كه هيچ نخوردهام . گفت : تو ندانى كه دعوى ، پردهى مدعيان بِدرد ، تو را با دعوى توكّل چه كار ؟ « 1 »
( 828 ) اعرابى مجهول « 2 »
( 829 ) اعرابى مجهول
سفيان بن عينيه - متوفى به سال 198 - گويد : هنگام طواف اعرابىاى را در كنار خود ديدم كه طواف مىكرد ولى هيچ نمىگفت . چون طواف خود را خاتمه داد ، در مقام دو ركعت نماز خواند ، سپس برخاست و مقابل خانه ايستاد و گفت :
« إلهى ! مَن أولى بالزّلل والتّقصير منّى ، و خلقتَنى ضعيفاً ؟ ! و من أولى بالعفو منك ، و علمُك فى سابق ، و قضاؤُكَ فىَّ محيط ؟ ! أطعتُك بإذنك و المنتهى لك ، و عصيتُك بعلمك والحجّة لك ؛ فأسألك بوجوب حجّتك علىَّ وانقطاع حجّتى و فقرى إليك و غناك عنّى ، إلّاما غفرتُ لى . »
هامش
( 1 ) . ر . ك : شرح حال ابراهيم خوّاص .
( 2 ) . ذكر وى در شرح حال ذوالنّون مصرى - متوفى به سال 248 - آمده است .