تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
بار الها ! چه كسى به لغزش و كوتاهى در اعمال از من سزاوارتر است ؟ و حال آن كه تو خود مرا ضعيف آفريدى و چه كسى به عفو و گذشت از تو زيبنده‌تر است و حال آن كه پيش از آفرينش من به من علم داشتى و قضا و اراده‌ى حتمىات بر من محيط و فراگير بود . با اجازه‌ى تو ، تو را اطاعت كردم و بازگشت همه به سوى توست و با وجود علم و آگاهى تو تو را معصيت كردم و حجّت براى تو است و مىتوانى از من بازخواست نمايى ، پس به حق حتمى بودن حجّتت بر من و حجّت نداشتن خود و نيازمندىام به تو و بىنيازى تو از من ، از تو مسألت دارم مرا مورد مغفرت و آمرزش خويش قرار دهى . چنان از گفتار وى فرحناك شدم كه تا آن وقت اين گونه مسرور نشده بودم . « 1 »

( 830 ) اعرابى مجهول مكفوف « 2 »

( 831 ) اعمى مجذوم « 3 »

على بن سعيد عطّار گويد : در عبّادان « 4 » به كور مجذومى برخوردم كه زنبور زيادى بر
هامش
( 1 ) . ر . ك : شرح حال ذوالنّون ثوبان بن ابراهيم . ( 2 ) . ابوهاشم محمد بن سعيد فديم - قرن دوم - حكايت وى را از پدرش نقل مىكند كه در شرح حال محمد بن سعيد ذكر شد . مكفوف : نابينا . ( 3 ) . مجذوم : كسى كه به بيمارى خُوره مبتلا است . ( 4 ) . عَبّادان / آبادان : شهر معروف واقع در جنوب غربى ايران ، كه در زمان قديم محل استقرار گروه بسيارى از علما وزهّاد براى عبادت و انقطاع بوده است .