تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
را بگزد ، بترسند ، به اندك حركتى از جاى بروند . - توكّل به حقيقت ، ابراهيم خليل - عليه السّلام - را بود ، كه جبرييل - عليه السّلام - او را گفت : هيچ حاجت دارى ؟ در وقتى كه در آتش قرار گرفته بود . جواب داد : به تو نه ؛ زيرا از نفس خود غايب بود ، جز خدا هيچ چيز نمىديد . - « سُئل عن الطّريق إلى اللَّه . فقال للسّائل : إجتنب الجهلآء و اصحب العلماء ، و استعمِل العلم ، و دوام الذّكر ، و أنتَ إذاً من أهل الطّريق . » از راه به سوى خداوند از او سؤال شد . گفت : از افراد نادان دورى كن و با علما همنشينى كن و علم را به كار ببند و همواره به ياد خدا باش كه در اين هنگام تو از اهل راه خواهى بود . - پرسيدند : عارف تأسف بر چيزى خورد جز خدا ؟ گفت اين كلام را از استاد پرسيدم ، گفت : عارف نبيند هيچ چيز جز خدا تا بر آن تأسف خورد . پرسيدند : به كدام چشم نگرد . گفت : به چشم فنا و زوال . - در ذيل آيه‌ى شريفه‌ى :
وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً مِنْهُ
« 1 » مىگفت : « سخّر الكون و ما فيه ، لئلّا يسخّرك منه شىء ، و تكون مسَخّراً لمن سخَّر لك الكلّ ، فمن ملكه شىء من الكون و أسرّته زينةُ الدّنيا و بهجتها ، فقد جحد نعمةاللَّه و جهل فضله ، و إلّاعنده ؛ إذ خلقه جزءاً من الكلّ عبداً لنفسه ، واستعبد الكلّ ، و لم يشتغل لعبوديّة الحقّ . » در ذيل آيه شريفه : خداوند تمام آن چه را كه در آسمان‌ها و آن چه را كه در زمين است از ناحيه‌ى خود مسخّر و رام شما گردانيده ، مىگفت : خداوند هستى و آن چه را كه در آن است مسخّر گردانيده ، تا چيزى از هستى تو را تسخير خود نكند و تو در تحت فرمان و مسخّر كسى باشى كه همه چيز را براى تو رام كرده ، پس هر كس كه چيزى از هستى مالك او شود و زينت و برافروختگى دنيا او را اسير خود كند ، مسلّماً نعمت خدا را انكار كرده و بتفضّل و اكرام الهى جاهل است ؛ زيرا
هامش
( 1 ) . سوره‌ى جاثيه ، آيه‌ى 14 .