دنيا درياست و آخرت ساحل آن و تقوى مركب و كشتى است و مردم در سفر هستند .
- « الّذى اجتمع عليه المحقّقون فى حقآئقهم ، أنّ اللَّه تعالى غير مفقود فيطلب ، و لا له غايةً فيُدرَك و من أدرك موجوداً ، فهوبالموجود مغرور ، والموجود عندنا معرفة حالٍ و كشف علمٍ بلا حال . »
آن چه كه محقّقين در حقايق خود اتفاق نظر دارند ، اين است كه خداوند متعال ناپديد نيست تا جستجو شود ، و براى او غايت و نهايتى نيست تا بتوان به آن رسيد و هر كس موجودى را درك كند و بدان برسد ، او تنها به موجود فريفته گشته و بدان راه نيافته ولى موجود در نزد ما عبارت است از شناخت حال و ظاهر گشتن علم بدون توجه به آن حال .
- « من عرف اللَّه ، لم يغتّر باللَّه . »
هر كس خدا را شناخت ، به او مغرور نمىشود .
- « مشاهدة الأرواح تحقيق ، و مشاهدة القلوب تعريف ؛ فإذا اقتفانى ربّى بعضَ حقِّه قبلى ، فذاك أوانُ حزنى ؛ و إذا أذن فى اقتضآء سرّه ، فذاك أوان سرورى و نعمتى ؛ إذ هو بالجود و الوفآء معروف ، والعبد بالضّعف والعجز موصوف . »
مشاهدهى روحها رسيدن به حقيقت و مشاهدهى دلها رسيدن به معرفت است ، پس وقتى پروردگارم حقوق خويش نزد من را از من طلب كند ، آن وقت ، هنگام حزن و اندوه من است و وقتى به من درخواست سرّس را اجازه دهد آن هنگام ، وقت شادمانى و نعمت من است ؛ زيرا او به بخشش و وفاء شناخته شده و بنده به سستى و ناتوانى و درماندگى موصوف است .
- « أعرف النّاس باللَّه أشدّهم تحيّراً . »
آشناترين مردم به خدا ، سرگشتهترين آنهاست .
- « من أخذ التّوحيد بالتّقليد فهو عن الطّريق بعيد . »
هر كس توحيد را از راه تقليد فراگيرد ، از راه دور است .
- « من كان شبعُه بالطّعام ، لم يزل جآئعاً ؛ و من كان غناه بالمال ، لم يزل فقيراً ؛ و من مال
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 144
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٤٤