است كه [ به سلطنت خويش ] افتخار مىكند .
رأيتُ على الباب سودَالجوارى * ينُحنَ و هنّ يكسُرن المَلاهى
بر دَرِ [ قصر ] آن كنيزهاى سياهى را ديدم ، كه شيون و زارى مىكنند و ابزار آلات
لهو را مىشكنند .
تبين أىَّ دارٍ أنت فيها * و لاتسكن إليها و أدرِ ماهى
بدان كه در كدام خانه هستى و به آن آرام مگير و دل نبند و بدان كه آن چگونه
منزلگاهى است ؟ « 1 »
( 711 ) مولانا احمد مَوْصِلى شامى « 2 »
عارفى بزرگوار كه به خالص ذكر الهى برگزيده شد و به اسرار مكنونات غيبى آگاهى يافت و شراب مشتاقان را نوشيد .
حكايت
احمد ميمونى مىگويد به وى گفتم : حديثى برايت هديه آوردهام . گفت :
« هاتِ ؛ فإمّا أن يأتينى المزيدُ من اللَّه - سبحانه - فاعمل عليه ؛ و إمّا أن أشهق شهقةً ، فأموت . »
بياور ، پس يا چيز افزونى از ناحيهى خداوند سبحان براى من مىآيد كه به آن عمل مىكنم ، و يا فريادى برآورده و جان مىسپارم .
گفتم : از ابى العاليه به من رسيده كه : در بعضى از كتب خواندهام حديثى را كه خواب
هامش
( 1 ) . حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 138 .
( 2 ) . موصلى : منسوب به مَوْصِل شهر قديمى و مشهور واقع در شمال عراق ؛ شامى : منسوب به شام كه در اصطلاح قديم علاوه بر سوريّه شامل اردن و فلسطين نيز بوده است .