( 86 ) افضل الدّين ابوبديل ابراهيم بن على خاقانى نجّار حقايقى شيروانى « 1 »
وحيد زمان در علوم ظاهرى و باطنى ، فاضل كامل و سالك واصلى است كه هر چند به شعر و شاعرى شهرت داشته اما درجهى اوليا را دارا بود . دربازگشت از دوّمين سفر و تشرّفش به مكه مكرمه ساكن تبريز گرديد . در شعر ، شاگرد فَلَكى شاعر بود و كتابهاى : تحفة العراقين ، ابلغ البلغاء و افصح الفصحاء ، منشأت و ديوان شعر از تأليفات اوست . خاقانى در سال 595 در تبريز درگذشت . « 2 » و در مقبرة الشّعراء « 3 » همان شهر به خاك سپرده شد . « 4 »
شعر
ما و شما را به نقد بىخوديى در خور است * زآن كه نگنجد در او زحمت ما و شما
در گذر از آب و جاه ، پايهى عزلت گزين * كز سر عزلت توان ، مُلك قدم داشتن
چون به يكى پاره پوست ، شهر توانى گرفت * غبن بود در دكان ، كوره و دم داشتن
هامش
( 1 ) . شيروانى : منسوب به شيروان ، روستايى از توابع بخارا .
( 2 ) . تاريخ سنگ مزارش 575 قمرى است .
( 3 ) . مقبرة الشّعراء : گورستان معروف واقع در تبريز .
( 4 ) . از ابيات ذيل كه در حقّ مادرش سروده ، معلوم مىشود او هم از اهل كمال بوده است :آن پيرزنى كه پيرِ معنى است * و آن رابعهاى كه ثانىاش نيست
كدبانوىِ خاندان حكمت * مستورهى دودمانِ عصمت
صافى دم و صوفى اعتقاد است * مؤمن دل و مؤمن اعتقاد است