( 593 ) ابوعبداللَّه احمد بن سالم بصرى سالمى
شاگرد سهل بن عبداللَّه تسترى است كه در سال 356 از دنيا رفت .
گفتار
- ديدار مِنِّت ، كليد دوستى است .
- از وى پرسيدند : اولياى خدا را به چه چيز شناسيم در ميان خلق ؟ گفت : به لطافت زبان و حسن اخلاق و تازه رويى و سخاى نفس و قلّت اعتراض و پذيرفتن عذر هر كه عذر خواهد پيش ايشان و تمامى شفقت بر همه خلق ، نيكوكار ايشان و بدكار ايشان . « 1 »
( 594 ) احمد بن سبا
( 595 ) ابوالعبّاس ، احمد سَبْتى « 2 » بن هارون الرشيد
بندهى صالح و تارك دنيا ، بلكه در معرفت يكتا است . پيش از پدرش در سال 184 از دنيا رفت . پيش از آن كه هارون به سلطنت برسد متولّد شد و قرآن و علم آموخت . چون پدرش امر خلافت را به دست گرفت از وى مفارقت جسته و روزهاى شنبه به كار عملگى مىپرداخت و با مزد آن تمام هفته را مىگذرانيد . گويند : وقتِ مردن وصيّت
هامش
( 1 ) . نفحات الانس ؛ رشحات عين الحياة ، شمارهى 117 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 222 .
( 2 ) . سَبْتى : منسوب به : 1 . سِبْتَه ، شهر بندرى مشهور واقع در تنگهى جبل طارق در كشور مراكش ( مغرب ) ؛ 2 . سَبْت يعنى روز شنبه ، يعنى كسى كه در روزهاى شنبه كار عملگى نموده و در ايّام هفته به عبادت مىپردازد .