تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
نيك به فرمان خدا پيشگامند . ) مىگفت : « ألسّابقُ ، مضروبٌ بسوط المحبّة ، مقتولٌ بسيف الشّوق ، مضطجعٌ على باب الكرامة ؛ و المقتصدُ ، مضروبٌ بسوطِ النّدامة ، مقتولٌ بسيف الحسرة ، مضطجعٌ على باب العفو ؛ و الظّالمُ لنفسه ، مضروبٌ بسوط الغَفلة ، مقتولٌ بسيف الأمل ، مضطجعٌ على باب العقوبة . » كسى كه پيشى مىگيرد به تازيانه‌ى محبّت خدا زده شده و با شمشير شوق به او كُشته شده و بر در كرامت الهى دراز كشيده است ؛ و ميانه رو ، با تازيانه‌ى پشيمانى كتك خورده و با شمشير افسوس كشته شده و بر در عفو و گذشت الهى دراز كشيده است ؛ و كسى كه به خودش ظلم نموده با تازيانه‌ى غفلت كتك خورده و با شمشير آرزو [ ى بيهوده ] كشته شده و بر در عذاب الهى دراز كشيده است . - « من عرَف ما يطلب ، هان عليه ما يبذُل ؛ و من أطلق لسانَه ، قتَل نفسَه ؛ و من أطلق بصرَه ، طال أسفُه ؛ و من طال أملُه ، سآء عملُه . » هر كس آن چه را كه طلب مىكند بشناسد ، آن چه را كه مىبخشد بر او آسان مىشود ؛ و هر كس زبانش را رها كند خود را مىكُشد ؛ و هر كه چشمش را رها كند و آزاد بگذارد ، افسوس خوردنش طولانى مىگردد ؛ و هر كس آرزوى دراز داشته باشد ، عملش بد خواهد بود . - مهمان‌هايى بر من وارد شدند ، گمان كردم از ابدال باشند ، گفتم مرا نصيحتى نيكو كنيد تا مانند شما از خدا ترسان باشم ، گفتند : تو را به شش چيز وصيّت مىكنيم : « أوّلُها : مَن كثُر كلامُه ، فلا يطمع فى رقّة قلبه ؛ والثّانى : من كثُر نومُه ، فلا يطمع فى قيام الليل ؛ والثّالثُ : من كثر اختلاطُه مع النّاس ، فلا يطمع فى حلاوة العبادة ؛ والرّابعُ : من اختار الظّالمين ، فلا يطمع فى استقامة الدّين ؛ والخامس : من كانت الغيبةُ و الكذبُ عادتَه ، فلا يطمع أن يخرج من الدنيا بالإيمان ؛ والسّادسُ : من طلب رضا النّاس ، فلا يطمع فى رضا اللَّه . » اوّل : هر كس سخنش بسيار باشد ، نبايد به رقّت و نازك شدن دلش اميدى داشته