شعر
- آن چه ما ز آن جان و جانان ديده و دانستهايم * بهر گفتن نيست ، بهر ديدن و دانستن است
مقيم كوى فنا بودنم ، از آن هوس است * كه با تو شركت من در وجود ، بىادبى است « 1 »
( 461 ) مولانا ابوالمعالى بن قاسم زيارتگاهى هندى
جامع علوم ظاهرى و باطنى و صاحت تقوى و ورع و زهد است . با امير باقر هروى مصاحبت داشت و سال 902 دار دنيا را وداع گفت . « 2 »
( 462 ) ابو معدن صنعانى « 3 »
( 463 ) سيد ابو [ عبد ] الغيث بن عبدالوهاب هندى
عارف بزرگوارى است كه جذبهاش بر حال وى غالب بود و در قرن 9 و 10 مىزيست . « 4 »
هامش
( 1 ) . رياض العارفين ، ص 188 .
( 2 ) . ثمرات القدس .
( 3 ) . صنعانى : منسوب به : 1 . صَنْعاء يمن ، شهر قديمى و معروف آن كشور مىباشد ؛ 2 . صَنْعاء شام ، روستايى در نزديكى دمشق .
( 4 ) . ثمرات القدس .