تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
در قاهره وفات نمود و در همان جا در بلندى كوه مُقَطَّم « 1 » به خاك سپرده شد . از وى كلمات بسيارى بر جاى مانده است . گفتار - « ينبغى للسّالك الصّادق فى سلوكه ، أن يجعل كتابَه قلبَه . » براى سالكى كه در سلوكش صادق است شايسته است كه كتابش را قلبش قرار دهد . - « من كان الطلبُ شغلَه ، يوشَك أن لايضلّ عن طريق اللَّه تعالى ؛ و من كان المطلوبُ شغلَه ، يوشَك أن لايقفَ ؛ فالطّلبُ شغلُ الظاّهر ، و المطلوب شغلُ الباطن ، و لا يستقيم ظاهرٌ إلّا به باطن ، و لا يسلم ظاهرٌ إلّابباطن . » هر كس كه طلب ، شغل و كار او باشد ، اميد است كه از راه خداوند متعال گمراه نگردد ؛ و هر كس كه شغل و كارش ، مطلوب و مقصودش باشد ، اميد است كه توقّف ننمايد . پس طلب ، شغل و كار ظاهر است و مطلوب شغل و كار باطن است و هرگز ظاهر پا بر جا نمىگردد مگر به باطن و ظاهر سالم نمىماند مگر به باطن . - « لاينصحك من لا ينصح نفسَه ، و لا تأمن الغشَّ ممّن غشَّ نفسَه . » هر كس نصيحت كننده‌ى خويش نباشد ، نمىتواند پندآموز تو باشد و هرگز از فريب كسى كه خود را فريب داده ، ايمن مباش . - « من ذكّرك بالدّنيا و مَدحَها عندك ، ففرِّ منه ، و من كان سبباً لِغَفلتك عن مولاك ، فأعرِض عنه ؛ و عليك بحَسم مادّة الخواطرالمشغلة الّتى يتولّد منها محبّةُ الدّنيا . و إذا صدر منها خاطرٌ ، فأعرض عنه ، واشتغل بذكره - عزّوجلّ - عن ذلك الخاطر . » هر كس تو را به ياد دنيا اندازد و دنيا را نزد تو بستايد ، از او بگريز و هر كس موجب غافل شدن تو از مولايت شود ، از او روى بگردان و بر تو باد به بر كندن ريشه و مادّه‌ى خطورات و افكارى كه سر منشأ محبّت دنيا است و اگر فكر و خاطره‌اى از محبّت دنيا سرچشمه گرفت ، از
هامش
( 1 ) . مقطم : كوه معروف واقع در مصر ، متصل به شهر فسطاط ، مشرف بر گورستان معروف قرافه ، كه بسيارى از بزرگان‌در آن مدفون هستند .