هر چيز در برابر او خاضع و فروتن است .
- « عقوبةُ القلب أشدُّ العُقُوبات ، و مقامُها أعلَى المقامات ، و كَرامتُها أفضلُ الكرامات ، و ذكرُها أشرفُ الأذكار ، و بذكرها يستجلب الأنوارُ ، عليها وقَع الخطابُ ، و هى المخصوصةُ بالتّنبيه و العقاب . »
شديدترين عقوبتها و كيفرها ، عقوبت قلب است و مقامش بالاترين مقامات و كرامت و بزرگىاش با فضيلتترين كرامتها و بزرگوارىها و ياد قلبى شريفترين ذكرهاست و با ياد قلب انوار جذب مىگردند و خطاب پروردگار بر قلب واقع شده و آگاهانيدن پروردگار و عقاب الهى مخصوص او است .
- « النّاسُ رجلان : رجلٌ و عبدٌ ، فالرّجلُ مهمومٌ بتدبير نفسه ، متعوبٌ بالسّعى فى مصلحته ؛ و العبدُ طرَح نفسَه فى ظِلّ الرّبوبيّة ، وكان حيثُ العبوديّةُ . »
مردم دو دستهاند : مرد [ آزاد ] و عبد ، مرد [ آزاد ] فكرش را به تدبير خود مشغول مىكند و خود را در مصلحت خويش به زحمت مىاندازد و عبد خود را در سايهى ربوبيّت و پروردگارى و تدبير الهى انداخته ، و هر كجا كه بندگى باشد ، همان جا است .
- « و على حُسن قبولِ العبد عن اللَّه تكون معونةُ اللَّه له ، والمتوكّلون الواثقون بضمانه غابوا عن الأوهام ، و عيونِ النّاظرين ؛ فعظم خطرُ ما أوصَلهم اللَّه [ إليه ] ، و جلّ قدرُ ما حملهم عليه ، و عظمتُ منزلتهُم لديه ، فيا طيبَ عيشٍ لوعُقِل ! و يالذّة وصل لو كُشف ! و يا رِفعةَ قدرٍ لو وُصف ! »
و كمك خداوند به بنده به اندازهى قبول و پذيرش نيكويى عبد است از خداوند و متوكّلينى كه اطمينان به ضمانت خداوند دارند از اوهام و چشم بينندگان غايبند و لذا ارزش آن چه كه خداوند ايشان را به آن نايل گردانيده ، بزرگ و قدر و اندازهى آن چه را كه خداوند بر دوش آنان نهاده [ و به آن مزيّن ساخته ] شكوهمند ، و مقام و منزلتشان در نزد او و الا و شگرف است پس چه زندگى پاكيزهاى است زندگانى آنان اگر كسى آن را بفهمد ! و چه وصل لذّت
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 21
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٢١