حكايت
نقل است كه از بغداد براى زيارت يوسف بن حسين رفت ، يوسف از او پرسيد : براى چه آمدى ؟ گفت : براى زيارت تو . پرسيد : اگر در راه ، كسى به تو سرايى آراسته و كنيزكى نيكو مىداد ، از زيارت ما مانع مىشد ؟ گفت : نمىدانم ، خداوند مرا بدان امتحان نكرد . « 1 »
( 274 ) ابوالحسين سَرْكى « 2 »
عارفى بزرگوار كه مجاورت مكّه را اختيار نمود و با مشايخ بهم چون ابوالعباس سهروردى و ابوالخير ثقب بن عبداللَّه حبشى - متوفى به سال 383 - ياران يكديگر بودند . « 3 »
( 275 ) ابوالحسين سلامى « 4 »
مردى بزرگ و صاحب تاريخ است .
- ابوالحسينى از عيسى موصلى راهب نقل مىكند كه : بر مسلمانان آيهاى نازل شده ، نمىدانم چرا آن را مىآزارند ، و آن آيه اين است :
ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ
« 5 »
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 208 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 215 .
( 2 ) . سَركى : سَرْك ، روستايى از توابع طُوس .
( 3 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 342 .
( 4 ) . سلامى : منسوب به سَلام : 1 . از آن جا كه بغداد پايتخت عراق مدينة السّلام ناميده شده و گاهى به منسوب به بغداد ، سَلامى گويند ؛ 2 . منسوب به بلاد سلام نام موضعى در نزديكى سُمَيْساط كه زمانى جزو كشور سوريّه بوده ، و اكنون به نام سمراط در جنوب تركيه قرار دارد .
( 5 ) . سورهى مجادله ، آيهى 7 .