هيچ نجوا و سخن در گوشى و پنهانى ميان سه نفر نيست ، مگر اين كه خداوند چهارمين ايشان است . « 1 »
( 276 ) ابوالحسين طُزَرى « 2 »
عارفى با عظمت و صاحب اصحابى با ادب و صيانت است كه همواره سالكين را بزرگ مىداشت . تا آنجا كه گفتهاند : وقتى ، پاى سالكى را به سر و صورت خود مىكشيد .
شيخ عمو احمد بن حمزه - متوفى به سال 441 - گويد : تا اصحاب ابوعبداللَّه دونى و ابوالحسين طزرى بودند ، شبها هر كدام غذاى خود را فراهم مىكردند و گرد يكديگر جمع مىشدند و مىخوردند و ساعتى با هم بودند و پس از آن متفرق مىشدند . « 3 »
( 277 ) ابوالحسين عجمى « 4 »
( 278 ) ابوالحسين مَرو رُودى « 5 »
از اهل عرفان است كه به ديدار شبلى - متوفى به سال 334 - نايل آمد .
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 210 .
( 2 ) . طُزَرى : محلى واقع در فارس .
( 3 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 341 .
( 4 ) . عجمى : منسوب به 1 . عجم و بلاد فارس ؛ 2 . كسى كه نمىتواند به خوبى عربى سخن بگويد .
( 5 ) . مَرو رُودى : منسوب به مَرْو رُود ، شهرى زيبا در 40 فرسخى مرو .