( 270 ) ابوالحسين بن حبّان [ بُنان ] جمّال « 1 »
از بزرگان عرفانى مصر است كه با ابوسعيد خرّاز - متوفى به سال 280 - مصاحبت داشت و در بيابان از دنيا رفت . « 2 » حكايت
در سبب آن كه در بيابان جان سپرد گفتهاند : عارضه قلبى به وى روى آورد ، قدرى به صورت خوابيد ، وى را به روى برگردانده پشت به زمين خوابانيدند ، چشم باز كرد و گفت : « إربَع ، فهذا مربعُ الأحباب . » ؛ ( توقّف كن ، كه اين جا اقامتگاه بهارى دوستان است . )
گفتار
- « النّاسُ يعطِشون فى المفاوِز السَّحيقة [ فى البرارى ] والبوادى المتلِفة ، و أنا عطشانٌ و أنا على شطّ النيل و الفرات . »
مردم در بيابانهاى خشك و بىآب و علف نابوده كننده تشنه مىشوند ، ولى من با اين كه بر كنارهى رود نيل و فرات هستم ، تشنهام .
- « ذِكرُاللَّه باللسان يورِث الدّرجاتِ ، و ذكره بالقلب يورِث البركاتِ [ القربات ] . »
ذكر خدا با زبان موجب رسيدن به درجات است و ياد كردن خدا با دل موجب رسيدن به بركتها و خيرات فراوان [ و يا : اعمال نيك و طاعاتى كه به واسطهى آن به سوى خدا نزديكى جسته مىشود ] مىگردد .
- « لايعظم أقدارُ الأوليآء إلّامن كان عظيمَ القدر عنداللَّه . »
قدر و منزلت اوليا را بزرگ نمىدارد مگر كسى كه نزد خداوند قدر و منزلتش بلند باشد .
- « إجتنبوا دنآئةَ الأخلاق كما تجتنبوا [ تجتنبون ] الحرامَ . »
هامش
( 1 ) . جمّال : كسى كه از شتر نگهدارى كرده و آن را به ديگران كرايه مىدهد .
( 2 ) . مخفى نماند كه ابوالحسين حبّان ، و بنان يكى است ، ولو اينكه اهل تراجم دو نوشتهاند ؛ زيرا مصاحبت با ابوسعيد خرّاز و در بيابان از دنيا رفتن و كلام اول وى در هر دو ترجمه ذكر شده است .