تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
شعر
- در عشق توأم ، جهان سرايى تنگ است * چون چشمت دلم فضايى تنگ است اى در دل من ساخته منزلگه خويش * معذور همى دار ، كه جايى تنگ است « 1 »

( 188 ) ابوبكر عُتائدى « 2 »

( 189 ) ابوبكر عطاء جحفى « 3 »

عارف بزرگوارى است كه در قرن پنجم مىزيست . حكايت - از ابوبكر عطا نقل است كه : روزى بر بلندى نشسته بودم ، ديدم سيل مىآيد و عمارتى را مىآورد و مردى در آن خانه گرفتار مانده بود و با صداى بلند مىگفت : « أللّهم ! لبّيك و سعدَيك ، لئن ابتليتَ ، فَلَطال ما عافَيتَ . » خداوندا ! آرى ، آرى ، اگر مبتلا كردى ، چه مدت بسيارى كه عافيت عطا نمودى . سيل وى را برد تا به دريا افكند . « 4 »
هامش
( 1 ) . طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 153 ؛ نفحات الانس ؛ رشحات عين الحياة ، شماره‌ى 473 ؛ رياض العارفين ، ص 440 . ( 2 ) . عَتائدى : منسوب به عَتائد : 1 . آبگاهى در حجاز ؛ 2 . جدّ به نام عتائد . ( 3 ) . جحفى : منسوب به جُحْفه ، روستايى بزرگ بر سر راه مدينه منوره به مكّه مكرّمه ، كه ميقات و جايگاه احرام براى اهل شام و مصر و مغرب و هر كس كه از آن جا عبور كند ، مىباشد . ( 4 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 217 .