( 174 ) ابوبكر زَقّاق صغير بغدادى
شاگرد نصر بن احمد [ احمد بن نصر ] زقاق كبير و از اقران جنيد - متوفى به سال 299 - مىباشد .
حكايت
- « ليس السَّخاءُ عطيّةَ الواجد للمعدوم ، إنّما السَّخآءُ عطيّةُ المعدوم للواجد . »
بخشندگى و گشاده دست بودن آن نيست كه دارا به نادار بدهد بلكه سخاوت آن است كه كسى كه هيچ ندارد همه وجودش را به دارنده [ حضرت حق ] بدهد .
- « منذُ ثلاثين سنةً ما عقدتُ عقدةً واحدةً مع اللَّه ، خوف أن لا أفِىَ به ، فيكذّبنى على لسانى . »
از مدت سى سال پيش با خداوند يك پيمان نبستم ، از ترس اين كه مبادا به آن وفا نكنم و سبب شود كه خداوند مرا بر زبان خود تكذيبم نمايد . « 1 »
( 175 ) ابوبكر سقّا « 2 »
وى را از زمرهى عارفان برشمردهاند .
حكايت
از وى حكايت شده است كه وقتى در يكى از درياها در كشتى نشسته بودم ، بادى
هامش
( 1 ) . حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 344 .
( 2 ) . سقّا : كسى كه به مردم آب مىدهد و آنان را سيراب مىسازد .