تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
رأيتُ المنايا قُسمت بينَ أنفس * و نفسى سيأتى بعد هنّ نصيبُها « 1 »
ديدم كه مرگ‌ها بين افراد تقسيم شده ، و بهره و سهم نفس من نيز بعد از آن‌ها خواهد آمد . « 2 »

( 142 ) شيخ ابواسحاق شامى « 3 »

مردى بسيار با عظمت و از اصحاب شيخ علوّ دينورى و استاد خواجه ابو احمد ابدال جشتى - متوفى به سال 355 - است و مزارش در يكى از بلاد شام به نام عَكَّه « 4 » قرار دارد . « 5 »

( 143 ) ابواسحاق بن يحيى

از قدماى اهل معرفت تبريز ، و شاگردان اخلاقى شيخ بايزيد بسطامى « 6 » است كه به مقامات عاليه نايل گرديد و در سال 705 دار دنيا را وداع گفت . مزارش در چَرَنْداب تبريز واقع شده است . « 7 »
هامش
( 1 ) . ناگفته نماند كه اين اشعار را ، عبداللَّه بن عبيد از ابوالبركات نقل نموده است . ( 2 ) . حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 141 . ( 3 ) . شامى : منسوب به شام كه در اصطلاح قديم علاوه بر سوريّه شامل اردن و فلسطين نيز بوده است . ( 4 ) . عَكّه / عكّا : شهرى قديمى و معروف واقع در فلسطين در كناره‌ى ساحل شرقى بحر الرّوم . ( 5 ) . نفحات الانس ؛ رشحات عين الحياة ، شماره‌ى 390 . ( 6 ) . بايد توجه داشت كه تاريخ « ابواسحاق » با « بايزيد » درست در نمىآيد . ممكن است منظور « با يزيد ثانى بسطامى » كه در تبريز مدفون است باشد . ( 7 ) . ر . ك : ظاهراً تاريخ حشرى .