تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨

( 137 ) ابواحمد قلانسى « 1 »

وى را از برجستگان اهل معرفت ، مستجاب الدعوه ، صاحب احوال نيكو ، و در يكتاى فتوّت و جوانمردى و مروّت برشمرده‌اند . او با ابوحمزه‌ى خراسانى - متوفى به سال 309 - و ابوحمزه‌ى بغدادى - متوفى به سال 289 - مصاحبت داشت . در فتوّت و جوانمردى وى گفته‌اند ، كه چون شب فرا مىرسيد ، آن چه از نقدينه‌ى طلا يا نقره نزدش بود از منزل بيرون مىبرد و به اهلش مىرسانيد . در توكّل ، بر طريقه‌ى شقيق بلخى بود . و برادرانش را اين‌گونه دعا كرد : « لا جعلنا اللَّهُ و إيّاكم ممّن يكون حظُّه الأسى و الأسفَ على مفارقة الدّنيا ، و جعل أحبَّ الأوقات إلينا و إليكم يومَ اللّقآء الّذى يكون فيه دوامُ البقآء . » خداوند ما و شما را از كسانى كه بهره‌شان حزن و اندوه و تأسّف و افسوس خوردن بر جدايى دنيا است قرار ندهد ، و روز ملاقات با پروردگار را كه در آن بقاء دايمى و هميشگى است ، محبوب‌ترين وقت‌ها نزد ما قرار دهد . گفتار - « بنآءُ مذهبنا على شرائطٍ ثلاثٍ : لا نطالب أحداً من النّاس بواجب حقِّنا ؛ و نطالب أنفسَنا بحقوق النّاس ؛ و نلزم أنفسَنا التّقصيرَ فى جميع ما نأتى به . » بنياد و روش و مذهب ما بر سه چيز است : از كسى حقوق واجب درخواست و مطالبه نمىكنيم ؛ و حقوق مردم را از نفس خود طلب مىكنيم ؛ و پيوسته نفس خويش را در آن چه
هامش
( 1 ) . قلانسى : 1 . منسوب به قَلانِس ، جمع قَلَنْسُوه و يا قُلَنْسِيَه به معناى كلاه مخصوص و شب كلاه و عرق چين ، به اعتبار اين كه شخص و يا يكى از اجداد او به شغل ساختن و درست كردن آن اشتغال داشته است ؛ 2 . منسوب به قَلَنْسُوَه ، دژ و قلعه‌اى در نزديكى رمله فلسطين .