سَبباً ، و ثَوابَ الآخرةِ مِنْ بَلوى الدُّنيا عَوِضاً . » « 1 »
خداوند دنيا را سراى گرفتارى و آخرت را سراى نيك فرجامى قرار داد و گرفتارى دنيا را مايه پاداش آخرت و پاداش آخرت را به جاى گرفتارى دنيا قرار داد .
بازار دنيا
1052 . « الدُّنيا سَوقٌ ، رَبِحَ فيها قَومٌ و خَسِرَ آخَرونَ . » « 2 »
دنيا بازارى است كه در آن گروهى سود مىبرند و گروهى زيان مىبينند .
لزوم برگزيدن رضايت الهى به خشم مخلوق
1053 . « مَن اتّقَى اللّهَ يُتَّقَى ، و مَن أطاعَ اللهَ يُطاعُ ، و قال : يا فَتحُ ! مَن أطاعَ الخالِقَ ، لم يُبالِ بِسَخط المَخلوقِ ، و مَنْ أسخَطَ الخالِقَ ، فَأيقَنَ أن يُحِلَّ بِه الخالِقُ سَخَط المَخلوقِ . » « 3 »
هر كس از خدا پروا كند ، از او پروا مىكنند و هر كس مطيع خدا باشد ، مطيع اويند . اى فتح ! مطيع خالق از خشم مخلوق باكى ندارد و آن كه خالق را به خشم آورد ، يقين بداند كه خالق او را گرفتار مخلوق مىكند .
بهتر يا بدتر از خودِ كار ؛ انجام دهندهى آن
1054 . « خيرٌ مِن الخَير ، فاعلُه ؛ و أجمَلُ مِن الجَميل ، قائِلُه ؛ و أرْجَحُ مِن العلم ، حامِلُه ؛ و شَرٌّ من الشَرّ ، جالِبُه و أهوِلُ من الهوَل ، راكِبُه . » « 4 »
انجام دهنده كار نيك ، از خود نيكى بهتر و گوينده سخن زيبا ، از سخنش زيباتر و حمل كننده دانش ، از دانش برتر و كشنده بدى و شرّ به سوى خود از بدى و شر بدتر و اقدام كننده به كار ترسناك ، از آن كار ترسناكتر است .
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . بحارالانوار ، ج 75 ، ص 366 ، حديث 2 .
( 4 ) . بحارالانوار ، ج 75 ، ص 370 ، حديث 4 .