بودن را ايجاد كرد پس نمىتوان گفت : او كجاست ؟ چون او از چگونه بودن و كجا بودن ، گسسته و بريده است . او خداوند يگانه و يكتا و بىنقص و انتهاست . نه زاده و نه زاييده شده و كسى همتا و نظير او نمىباشد .
حقيقت غنا و فقر
1048 . « الغِنَى ، قِلَّةُ تَمنّيكَ و الرِّضا بِما يَكفيكَ ؛ و الفقرُ ، شِرَّةُ النَفسِ و شِدَّةُ القُنوطِ . » « 1 »
دارايى و ثروت ، كمى آرزو و خشنودى از قدر كفايت است و تنگدستى ، آز و حرص نفس و قناعت ورزى شديد و بيش از اندازه است .
تأثير مقدرات در زندگى
1049 . « المقاديرُ تُريِكَ ، ما لم يَخطُرْ بِبالِك . » « 2 »
مقدرات الهى چيزى راكه به ذهنت نمىگذشت ، به تو مىنماياند .
اهميت شكر نعمت
1050 . « الشاكِرُ ، أسعَدُ بِاشُكر منه بالنِعمَةِ الّتى أوجَبَتِ الشُكرَ ؛ لِأنَّ النِّعَمَ مَتاعٌ و الشُكُر نَعِمٌ و عُقْبىَ . » « 3 »
سعادت و نيكبختى سپاسگزار به خاطر سپاسش ، بيش از نعمتى است كه سپاس را بر او واجب كرده است ؛ چون نعمتها ، كالاى ناپايدار و سپاس نعمت دنيا ، سرانجام نيك در آخرت است .
گرفتارى دنيا ؛ پاداش آخرت
1051 . « إنَّ اللّهَ جَعَل الدّنيا دارَ بَلوىَ و الآخرةَ دارَ عُقْبَى ، و جَعَل بَلوى الدّنيا لِثَواب و الآخِرةِ
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 75 ، ص 368 ، حديث 3 .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 75 ، ص 369 ، حديث 4 .
( 3 ) . بحارالانوار ، ج 75 ، ص 365 ، حديث 1 .