بِالضّياء فلا شىءٌ يُدرِكُه ، سُبحانَ مَن النّورُ مَنارُة و الضياءُ بهاؤُه و البَهجةُ جَمالُه و الجَلالُ عِزُّهُ و العِزّةُ قدرتُه و القدرةُ صِفتُه ، سبحانَ اللَّهِ و بِحَمده . » « 1 »
منزه است خدايى كه به آفريدگانش احاطه و اشراف دارد و از آنان غايب نيست . منزه است خدايى كه پوشيده و مستور است و ديده نمىشود . منزه است خداوندى كه با پرده روشنايى و نور پوشيده است و چيزى او را در نمىيابد . پيراسته است خدايى كه نشانهاش از نور است و روشنايى نور او خرمّى و طراوت ، عزت و سربلندى او اقتدار ، نيروى او و توانايى ويژگى اوست . منزه است خداوند همراه با ستايش او .
حرز امام صادق - عليهالسّلام -
941 . « و أسئَلُك بِتوحيدك الّذى فَطرتَ عليه العقولَ و أخَذتَ بِه المَواثيقَ و أرسَلتَ بِه الرُّسلَ و أنزَلتَ عليه الكُتبَ و جَعلتَه أوّلَ فُروضِك و نِهايةَ طاعتِك ، فلم تَقبَل حسنةً إلّا مَعها و لم تُغفَر سيِّئةً إلّابعدَها . . . و القاصِدُ إليك قَريبُ المسافةِ . . . و الرّاحِلُ إليك ، يا ربِّ ! قَريبُ المسافةِ منك و أنتَ لا تحتَجِبْ عن خَلقك إلّاأن تَحجُبَهم الاعمالُ السيّئةُ دونَك . . .
أللَّهمَّ ! و قَد علِمتُ أنّ أفضَلَ زادِ الرّاحلِ إليك عَزمُ إرادةٍ و اخلاصُ نيّةٍ و قد دَعوتُك بِعزم إرادَتى و اخلاصِ نيَّتى و صادقِ نيَّتى . » « 2 »
خداوندا ! از تو درخواست مىكنم به حقّ توحيدت كه عقلها را بر آن بنيان نهادى و پيمانها را با آن گرفتى و پيامبران را با آنها فرستادى و كتابها را بر اساس آن فرود آوردى و آن را نخستين واجبت و انتهاى فرمانبردارىات قرار دادى ، پس هيچ كار نيكى جز با آن پذيرفته نمىشود و هر گناهى بعد از آن بخشوده مىشود . . . آن كه مقصد و هدفش تو باشى ، راهش نزديك است . . . پروردگارا ! كوچنده به سوى تو ، راهش به تو نزديك است و تو از بندگانت پوشيده نيستى ، بلكه اعمال و كردار ناپسند آنان ، حجاب و مانع ديدار تو گرديده است . . . خداوندا ! به درستى دانستم كه بهترين توشه راهرو
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 91 ، ص 206 .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 5 ، ص 91 ، حديث 275 .