خاطر خشم تو از حق ، از گرفتارى و بلاى بىارزش بودن در نزد مردم بيشتر است و اگر آن چيز در تو نبود ، اين تهمت پاداشى است كه بدون رنج و زحمت به دست آوردهاى .
و بدان كه تو دوست ما به شمار نمىآيى ، مگر آن زمان كه اگر همه مردم شهر بگويند تو انسانى بد و ناشايست هستى ، ناراحت و غمگين نشوى و اگر بگويند انسانى شايسته و صالح هستى ، شادمان نگردى ؛ بلكه بايد خود را بر كتاب خداوند عرضه كنى ، پس اگر راهرو راه خدا باشى و به امورى كه خداوند به بىرغبتى به آن دعوت كرده ، بىرغبت و به امورى كه تشويق كرده ، راغب و مايل و از ترساندن او ترسان باشى ، پس ثابت قدم باش و به تو مژده باد كه چيزهايى كه درمورد تو گفته شده ، به تو زيانى نمىرساند و اگر از قرآن دور وجدايى ، پس چرا مغرور و فريفته گشتهاى ؟ بىشك انسان مؤمن به كارزار با نفس خود سرگرم است تا بر هواى نفس خويش چيره گردد ؛ در اين درگيرى ، گاهى كژى نفسش را اصلاح و راست مىكند و در راه محبت الهى باخواهش دلش مخالفت مىكند و گاهى مغلوب نفس خويش مىگردد و پيروى از خواهش درونش مىكند ، ولى خداوند دستش را گرفته و از لغزش نگه مىدارد و خطايش را مىبخشد و او بيدار و متوجه مىشود و به سوى توبه و ترس از خدا مىشتابد ، در نتيجه بصيرت و روشن بينى وآگاهى او با افزايش ترسش افزون مىگردد ؛ چون خداوند مىفرمايد : « پرهيزگاران در هنگامى كه شيطانى قصد گردش پيرامون حريم دل آنها و وسوسه در قلب آنها را دارد ، متوجه مىشوند و بيدار و هوشيارند . »
اى جابر ! اگر بخواهى ازعهده شكر نعمتهاى الهى بر آيى ، نعمت ورزق كم او را زياد بشمار و اگر در صدد خوار ساختن نفس خود و كسب عفو و بخشش الهى هستى ، اطاعت زياد خود را كم و ناچيز به حساب آور . . . آن هنگام كه خواهش دل بر تو چيره گشت ، با راهنمايى خواستن از علم و دانش توقف كن .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 346
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٤٦