لم يَعرِف فلا عملَ لَه . » « 1 »
هيچ عملى جز با شناخت و آگاهى پذيرفته نيست و هيچ شناختى جز با عمل نمىباشد و هر كه اهل شناخت باشد ، اين آگاهىاش او را به عمل هدايت مىكند و كسى كه شناخت و آگاهى نداشته باشد ، عملى ندارد .
بهرهورى از دوست در راه رضاى خداى تعالى
825 . « مَنِ استَفادَ أخاً فى اللَّه على إيمانٍ بِاللَّه و وَفاءٍ بِاخائه طلباً لِمَرضاة اللَّهِ ، فقد استَفادَ شُعاعاً مِن نور اللَّهِ وَ أماناً مِن عذاب اللَّهِ و حجّةً يفلِحُ بِها يومَ القيمةِ و عِزّاً باقياً و ذكراً نامياً ؛ لِأنَّ المؤمنَ من اللَّه - عزَّوجلَّ - لا موصولٌ و لا مفصولٌ . قيل له : ما مَعنى لا موصولٌ و لا مفصولٌ ؟
قال : لا موصولٌ بِه أنّه هو و لا مفصولٌ منِه أنّه من غَيره . » « 2 »
هر كس از برادرى كه در راه خداست استفاده كند ، در حالى كه مؤمن به خداست و به پيمان برادرى خود وفادار است و جوياى خشنودى خداوند است ، در حقيقت از پرتوى از نور الهى و سپرى از كيفر خداوند و دليلى كه با آن در قيامت رستگار مىگردد و سربلندى جاويد و نام و آوازهاى بلند بهرهمند شده است ؛ چون مؤمن نه به خدا پيوسته و نه از او جداست .
از حضرت - عليهالسّلام - پرسيدند : معناى اين عبارت كه مؤمن نه به خدا متصل و نه از او جداست ، چيست ؟ حضرت فرمود : يعنى مؤمن خدا نيست ولى از غير خدا هم نيست .
ويژگىهاى مؤمنين
826 . « يا جابرُ ! إنّى لَمحزونٌ و إنّى لَمشتَغِلُ القلبِ . قلتُ : و ما حزَنَك و ما شَغَل قلبَك ؟ قال :
يا جابرُ ! إنّه من دخَل قلبَه صافِى خالصِ دينِ اللَّهِ ، شَغَله عمَّا سِواه . . . [ إنَّ المؤمنينَ ] لَم يُصِمَّهم
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 75 ، ص 172 ، حديث 5 .
( 2 ) . همان .