خدايا ! درهاى رحمتت را بر اهل توحيدت مبند و مشتاقانت را از زيبايى نگريستن به خود ، باز مدار .
خدايا ! جانى را كه با يگانه دانستنت عزيز و سر بلند ساختى ، چگونه با خوارى دورىات ، ذليل و پست مىسازى ؟ و درونى را كه با دوستى تو گره خورده ، چگونه با گرمى آتشت مىسوزانى ؟
درخواست توفيق دوام ذكر
793 . « كيف أنسَاكَ و لم تَزَلْ ذاكِرى ؟ و كيف ألهُو عنك و أنتَ مُراقِبى ؟ . . . [ إلهى ] : فَأخلِصْنى بِخالِصة توحيدِك واجعَلْنى من صَفْوَة عبيدكِ . . . يا مَن بابُه مفتوحٌ لِداعيه و حِجابُه مرفوعٌ لِراجيه ! أسئَلُك بِكَرمك ، أن تَمنَّ عليَّ من عَطائك بِما تَقَرُّ بِه عَيني و مِن رَجائك ، بِما تَطمَئِنُّ به نَفْسي و من اليقينِ بِما تُهوِّنَ بِه علَيَّ مُصيباتِ الدنيا و تَجلُو بِه عن بَصيرَتي غَشَواتِ العَمى . بِرحمَتك يا أرحمَ الراحِمينَ . » « 1 »
چگونه تو را فراموش كنم در حالى كه تو همواره به ياد منى و چگونه از تو غافل باشم و حال آن كه تو نگهبان و ناظر منى ؟
. . . خدايا ! با توحيد خالصت ، خالصم گردان و از بندگان برگزيدهات قرارم ده .
. . . اى آن كه درش به روى خوانندگانش باز است و پردهاش براى اميدوارانش به يك سو رفته ! به حقّ لطف و بزرگوارىات از تو مىخواهم كه از عطايت ، آن چه چشمم را با آن روشن مىسازى و ازاميدت آن چه ، دلم را با آن آرامش مىبخشى و از يقين ، آن چه با آن بلاهاى دنيا را برايم پست و كوچك مىگردانى و پردههاى كورى را از بصيرت و تيز بينىام بر طرف مىسازى ، به من ارزانى دارى .
تقاضاى برآوردن اميد و آرزوهاى معنوى
794 . « أسئَلُك بِسُبُحاتِ وَجهِك و بَأنوار قُدسِك و أبتَهِل إليك بِعَواطف رحمتِك و لَطائفِ بِرِّك ،
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 91 ، ص 144 .