بِها نُصبَ نورِك ؟ أم تَرَقأ إلى نور ضياءِ قُدسِك ؟ أو أيُّ فَهمٍ يُفَهُم ما دونَ ذلك ؟ إلّاالْابْصارُ الّتى كَشفتَ عنها حجُبَ العميَّةِ ، فَرَقَت أرواحُهم على أجنِحَة الملائكةِ ، فَسمّاهُمْ أهلُ الملكوتِ زُوّاراً و أسمَاهُم أهلُ الجَبَروتِ عُمّاراً ، فتَردَّدوا في مَصافِّ المُسبِحّينَ و تَعلَّقوا بِحجاب القُدرةِ و ناجَوا ربَّهم عند كلِّ شَهوةٍ ، فحَرّقَتْ قلوبُهم حجُبَ النورِ حتّى نظَروا بِعَينِ القلوبِ إلى عِزّ الجلالِ في عِظَم الملكوتِ فرَجَعتِ القلوبُ إلى الصُدور على النِيّات بِمعرِفة توحيدِك . فلا إله إلّاأنتَ وحدَك لا شريكَ لَك ، تَعالَيتَ عمّا يقولُ الظالِمون علُوّاً كبيراً . » « 1 »
خداوندا ! بر محمد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - و آلش رحمت فرست و ما را از كسانى قرار ده كه روحشان در بلند مرتبگى پر شتاب و كوشاست و همت و ارادهشان در رديف همت مردم عزيز و بلند مرتبه نوشته و ثبت شده است . پس هماره قلبشان شيفته و سرگردان است تا اين كه در باغهاى نعمتت فرود آيند و از ميوههاى نسيم رحمتت بچينند و از جام زندگى بنوشند و در نهر عميق شادى فرو روند و در درياى زندگانى شنا كنند و زير سايه كرامت و بزرگوارىات بياسايند . اى پروردگار جهانيان ! اين خواستههايم را اجابت كن .
خدايا ! بر محمد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - و دودمان پاكش درود و رحمت فرست و ما را از كسانى قرار ده كه خانههاى ستمگران را براى يافتن آنها جستجو مىكنند و از انس با نادانان در وحشتند و با نور پاكى و اخلاص به سوى بلند مرتبگى بالا رفتند و بر كشتى نجات سوار گشتند و با باد يقين به حركت درآمدند ودرساحل درياى خشنودى تو لنگر انداختند ، اى مهربانترين مهربانان !
خدايا ! بر محمد و آلش رحمت فرست و ما را از كسانى قرار ده كه از جام صفا و پاكى نوشيدند و در نتيجه بر بلا و گرفتارى دامنه دار شكيبا گشتند و چشمشان با يافتن چشمه بزرگى و عظمت روشن گشت ، تا آن كه دلشان در ملكوت ، متحيّر و سر گردان گرديد و بين رازهاى پردههاى عظمت به جنبش در آمد و روحشان به سايه خنك اهل
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 91 ، ص 124 .