تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
علاقه‌اى نداشته باشم . خدايا ! بىنيازىات را در درونم و يقين را در قلبم و اخلاص را در عملم قرار بده . . . . پروردگارا ! به اين خاطر كه لباس ياد پاك و خالصت را بر من پوشاندى و رسيدن به احسان و رزق كافران را بر من آسان گرداندى ، بر محمد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - و آل او درود فرست و مرا يارى نما . . . . خدايا ! خشمت را بر من فرود مياور ، پس اگر بر من خشمگين نباشى ، به غير تو اهميتى نمىدهم . تو منزهى جز اين كه عافيت تو براى من وسيع‌تر و گسترده‌تر است . پس به حقّ نور ذاتت كه درخشش زمين و آسمان‌ها و بر طرف شدن تاريكىها و سامان يافتن كار اولين و آخرين به آن است ، از تو مىخواهم كه مرا در حالى كه مورد غضب توام نميرانى و خشم خود را بر من نازل نكنى . خدايا ، رضا و خشنودى از آن توست ، آن قدر آن را از تو درخواست مىكنم تا قبل از مردن از من راضى و خرسند گردى . . . . اى آن كه بلندى مرتبه را ويژه خود گرداند و دوستانش به سرفرازى او سرفرازند . . . . اى آن كه هيچ كس جز او از چگونگىاش خبر ندارد و كسى جز او از دانشش آگاهى ندارد . خدايا ! من در بىنيازىام ، نيازمندم ، چگونه در نيازمندىام ، نيازمند نباشم ؟ خدايا ! من درآگاهيم ، نادانم ، چگونه در نادانىام ، نادان نباشم ؟ خدايا ! تفاوت كارگردانىات و شتاب سپرى شدن مقدّراتت ، بندگان عارفت را از آرام گرفتن در هنگام بخشش و نا اميد شدن در وقت آزمون و بلايت باز داشته است . . . . چه قدر تو به من نزديك و من از تو دورم و چه قدر تو به من مهربانى ، پس چه چيز حجاب بين من و توست ؟ خدايا ! از تفاوت اثرها و دگرگونى حالت‌ها دانستم كه منظور تو اين بوده كه درهر چيزى خود را به من بشناسانى ، تا در هيچ چيز از تو ناآگاه و بىخبر نباشم .