آن وارد مىگردد آماده ساخت و دور را بر خود نزديك و دشوار را بر خود آسان گردانيد . با تأمل نگريست ، پس بينا گرديد و خدا را به ياد آورد ، پس اعمال نيكش فراوان گرديد و از آب گوارا و شيرينى كه راه ورود به آن برايش هموار بود ، سيراب گرديد ، پس با اولين نوشيدن سيراب گرديد و راهى هموار را پيمود . لباس خواهشها را از تن در آورد و جز يك فكر و انديشه ، انديشهاى ديگر نداشت . از كورى و همنشينى با هوا پرستان بيرون آمد و از كليدهاى درهاى هدايت و قفلهاى درهاى هلاكت گرديد . راهش را با بينايى نگريست و آن را پيمود و نشانه و علامت هدايت خود را شناخت وچيزهايى كه او را در برگرفته بود از خود دور ساخت و به استوارترين رشتهها و محكمترين بندها چنگ زد . پس داراى يقينى به روشنايى آفتاب گرديد . خود را در بزرگترين كارها وقف خدا كرد و هر فرعى را به اصل آن برگرداند . او چراغ تاريكىها و هويدا كننده امور پيچيده و كليد امور نا معلوم و گنگ و دفع كننده امور دشوار و راهنماى بيابانهاى بىكرانه مىباشد . مىگويد و مىفهماند و سكوت مىكند و در امان مىماند . خود را براى خداوند پاك گردانيد و خداوند نيز او را براى خود برگزيد . در نتيجه او از اركان دين و انسانهاى برگزيده خدا در زمين است . عدالت ورزى را همراه خود ساخت و اولين عدل او ، دور ساختن خواهشها از خويش است . حق را بيان مىكند و خود بر اساس آن رفتار مىكند . آهنگ كار نيك دارد هر چند دافعه دار باشد و به دنبال آن جايگاه كار نيك مىباشد . اختيار خود را به كتاب خدا سپرده و قرآن رهبر و پيشواى او گشته ، هر كجا بار قرآن فرود آيد ، فرود مىآيد و هر جا كه جايگاه قرآن باشد ، منزل مىكند .
پرخطر بودن لغزش دانشمند
623 . « زَلّةُ العالمِ كَانكسِار السَفينةِ ، تَغرِقُ و تُغرَق . » « 1 »
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 2 ، ص 58 ، حديث 39 .