چنين نوشتند :
به نام خداوند بخشاينده مهربان ؛ اين نامه از طرف پدر پيرى است كه به سختىهاى روزگار معترف و آفتاب عمرش در حال غروب است . . . فرزند دلبندم ! تو را به تقواى الاهى و همراهى با فرمان او و آبادى دل با ياد او و چنگ زدن به رشته او - كه هيچ دستاويزى از آن محكمتر نمىباشد - سفارش مىنمايم .
فرزند عزيزم ! دلت را با پند و اندرز ، زنده گردان و با بىرغبتى به دنيا ، بميران و با يقين ، توانا كن و باحكمت ، روشن ساز . . . در همه كارها خود را در پناه خداوند كه قلعهاى مستحكم و دژى نفوذ ناپذير است ، درآور و خالصانه از پروردگارت درخواست نما ، كه بخشيدن و بىبهره ساختن تنها در اختيار اوست .
. . . با صبر و يقين راستين و استوار ، هجوم لشكر غم و اندوه را از خود دفع كن .
. . . خواهش ، شريك و همراه با كورى است .
. . . اساس دين يقين درست است ؛ اخلاص كامل دورى جستن از گناهان است ؛ بهترين گفتار آن است كه عمل آن را تأييد نمايد ؛ سلامتى در پايدارى و دعا كليد رحمت است .
. . . در همه كارهايت از خداوند مدد بجوى كه او باكفايتترين ياور است و دين و دنيايت را به خداوند بسپار و بهترين قضا را در دنيا و آخرت از او درخواست نما .
سفارش به امام حسين - عليهالسّلام -
561 . [ فى وصيّةٍ لِلحسين - عليهالسّلام - : ] يا بُنىَّ ! اوصيِكَ بِتقوَى اللَّهِ في الغِنى والفَقرِ ، وكلمةِ الحقِّ في الرضا والغضبِ ، والقصدِ في الغنى والفقرِ ، وبِالعدل على الصدِّيق والعدوِّ ، وبِالعمل في النَشاط والكَسَلِ ، والرضاعن اللَّه في الشِدّة والرَخاءِ .
أى بُنىَّ ! ما شرٌّ بعدَه الجنّةُ بِشرٍّ ، ولاخيرَ بعده النارُ بِخيرٍ ، وكلُّ نعيمٍ دونَ الجنّةِ مَحقورٌ ، وكلُّ بلاءٍ دونَ النارِ عافيةٌ .
أى بنىّ ! العافيةُ عَشَرةُ أجزاءٍ ، تسعةٌ منها في الصَمت إلّابِذكر اللَّهِ و واحدٌ منها في تركِ