اشاره شده است . در اين جا به ذكر بخشهايى از آن حوايج اكتفا نموده و توضيحى در هر بخش خواهيم داد :
( 24 )
« فَأَسْأَلُكَ يا رَبِّ ، أَنْ تَنْصُرَنِى عَلى أَعْدائِى ، وَ تَغْلِبَ ذِكْرِى عَلى نِسْيانِى . » « 1 »
اى پروردگار من ! پس از تو مىخواهم كه مرا بر دشمنانم پيروز و يادم را بر فراموشىام غالب گردانى .
دشمن انسان ؛ هر چيزى كه او را از خداوند باز دارد
به راستى اعداء و دشمنان كيانند كه نصرت برآنها خواسته شده ؟ و فراموشى چه فراموشى است كه غلبه ذكر برآن تقاضا شده است ؟ و علاوه ، چه مناسبتى است ميان نصرت بر اعداء و نسيان ذكر ؟
با توجّه دقيق به بيانات توحيدى و قسم به نامها و صفات الهى در ابتداى دعا ، مىتوان معناى بلندى را از نصرت بر اعداء و غلبه ذكر بر نسيان و ربط ميان اين دو به دست آورد و گفت : مراد از دشمنها ( علاوه برنفس و شيطان و هواها و خواستههاى عالَم طبع ) ، هر چيزى است كه بندگان الهى را از ياد او سبحانه بازداشته و يا باز مىدارد و ميان ايشان و فطرتشان ( به هر اندازه كه باشد ) حايل مىشود و از ايمان و توجّه به حقيقتشان برحذر مىدارد . خداوند مىفرمايد :
- لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لَا انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
« 2 »
در دين هيچ اجبارى نيست و راه از بيراهه به خوبى آشكار شده است ، پس هر
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 638 .
( 2 ) . سورهى بقره ، آيهى 256 .