تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
مقام عزّت الهى ، چه مقامى است كه تقاضاى آن منزلت شده ؟ و ملحق شدن به نور عزّ ابهج ، چه معنايى دارد كه نتيجه‌اش : « فَأَكُونَ لَكَ عارِفاً ، وَ عَنْ سِواكَ مُنْحَرِفاً » است ؟ از جمله « مِنْكَ خائِفاً . » چه خوفى اراده شده ؟ و از « مُراقِباً » چه مراقبه‌اى منظور است ؟ گمان مىشود از نور ابهج الهى ، همان ذات الهى اراده شده باشد ؛ چرا كه اسماء و كمالات الهى نيز از نور الهى منشأ گرفته و با ذات او عينيّت دارند . تقاضا در اين بيان ، شهود اسماء و كمالات او سبحانه نيست ؛ بلكه شهود ذاتى مسألت شده تا ديگر شهود اسمايى ديده نشود و الحاق به نور و منزلت لا اسمى و لا رسمى الهى باشد و ديد نيز از بيننده نباشد . از اين رو فرموده شده : « أَلْحِقْنِى بِنُورِ عِزِّكَ . » و نور عِزّ ، همان مقام عزّت و جانب‌دارى الهى است كه نمىخواهد در آن جايى كه او سبحانه از خود دم مىزند ، ديگرى از خويش دم بزند . بندگانى ملحق به اين منزلت مىشوند كه ديگر خود را نبينند و حقّ سبحانه به جاى آنان از نظر هستى نشسته باشد و صورتاً - اگرچه الحاق به مقام عزّت گفته شود - ولى در واقع عزّت در الحاق ، از آن او سبحانه مىباشد . اين جاست كه مىتوان گفت شناسايى حقيقى براى بنده حاصل گرديده كه فرموده شده : « فَأَكُونَ لَكَ عارِفاً » و بىتوجهى به غير او محقق است كه فرموده شده : « وَ عَنْ سِواكَ مُنْحَرِفَاً . » و حقيقت معناى : - « يا مَنْ دَلَّ عَلى ذاتِهِ بِذاتِهِ . » « 1 » اى خدايى كه به ذات خويش بر ذاتش رهنمون مىشود ! - « بِكَ عَرَفْتُكَ ، وَ أَنْتَ دَلَلْتَنِى إِلَيْكَ . » « 2 » به تو ، تو را شناختم ، و تو بودى كه مرا برخود رهنمون كردى . - « إِعْرِفُوا اللَّهَ بِاللَّهِ . » « 3 » خدا را به خدا بشناسيد .
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 94 ، ص 243 . ( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 67 . ( 3 ) . كافى ، ج 1 ، ص 85 ، حديث 1 .
نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى) — صفحة 232 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)