الظُّلُماتِ وَ النُّورِ . » « 1 »
اى خدايى كه زيبا را آشكار ساختى . . . و دو دست خود را با رحمت ، مشيت ، قدرت و تاريكىها و نور گشودهاى .
يدين ؛ دست جلال و جمال الهى
بخشهاى اوّل جملههاى فوق در بعضى از دعاها ديده شده ، ولى نظر به اين كه بخش فوق با اين تعبير در دعايى وارده نشده ، ناچار به بيان مختصر توضيح آن مىپردازيم :
منظور از : « يَدَيْن » در جمله : « باسِطَ الْيَدَيْنِ » ، دست جلال و جمال الهى مىباشد كه تمام مظاهر جماليّه و جلاليّه خويش را به صفت و اسماى آن دو آشكار ساخته و يكى از آنها ظلمت و نور است ( كه در ذيل جمله فوق آمده بود ) و هردو براى بشر و عالم هستى ، جنبهى رحمتى دارد ، كه فرموده شد : « بِالرَّحْمَةِ » و بسط جلال و جمال او نيز بىمشيّت و قدرت او سبحانه تحقّق نيافته است ، چنان كه فرموده شده : « وَ الْمَشِيَّةِ وَ الْقُدْرَةِ . »
بنابراين ، بيان فوق را نمىتوان كلامى بىدقّت از معصوم - عليهمالسّلام - به حساب آورد و از آن به زودى گذشت .
مرحوم سيّد - رحمهاللَّه - پس از ذكر دعاى فوق ، بياناتى راجع به وفات صدّيقه طاهره ، فاطمه - سلاماللَّهعليها - و ولادت آن بانو دارد « 2 » و سپس زيارتى را براى آن حضرت - عليهاالسّلام - يادآور شده ، كه در آن سخن از فضايل و مناقب او - سلاماللَّهعليها - مىباشد ، نظر به اين كه در كتاب « جلوهى نور » ، توضيحاتى نسبت به فضايل معنوى او - عليهاالسّلام - دادهايم ، از توضيح جملههاى اين زيارت خوددارى مىكنيم .
الحمدللَّه أوّلًا و آخِراً ، و ما توفيقى إِلّا بِاللَّهِ العَلِىّ العَظيم .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 621 و 622 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 623 و 624 .