تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
نيز اشاره به تكوين و غيرتكوين آنان باشد ؛ زيرا همان‌گونه كه شهادت الهى را نمىتوان از كنار موجودات به حساب آورد ، شهادت ملايكه و اولوالعلم را نيز نمىتوان شهادت تشريعى در نظر گرفت ، بلكه بايد شهادت تكوينى و غيرتكوينى دانست . در واقع ، شهادت الهى همان ارايه دادن حقّ است خود را با مظاهر ، تكويناً و به غيرتكوين ( به حساب احتياجات آنان به يكديگر كه باز همان توجّه به او مىباشد از نظر ملكوت مظاهر ) ملايكه و اولوالعلم نيز اين شهادت را تكويناً و به غيرتكوين دارا مىباشند ، اظهار بكنند يا نكنند . و امّا موضوع شهادت به نبوّت رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - و وصايت اوصياى او - عليهم‌السّلام - و جهات ديگرى كه آن بزرگوران داراى آن‌ها مىباشند - به تكوين و به غيرتكوين - نيز جزو خميره خواست وجودى هرموجود ، بالاخصّ انسان مىباشد ؛ زيرا همان‌طورى كه بشر كارهاى مادّى خويش را به دست خُبره و خبير در هر امرى مىدهد ، بلاتشبيه حقّ سبحانه امور خلقى جهان هستى را خود از نظر ريشه عهده‌دار مىباشد ، ولى از نظر مادّى و يا مطلق خلقى ، به فرد اكمل از نظر خلقى ، به عنوان خلافت بستگى داده و او را خليفه فرموده تا به اذن حضرت بارىتعالى - بىآن كه حقّ سبحانه انعزال اختيار نموده باشد - عهده‌دارِ كارهاى عالم خلقى باشد و وسايل انجام اين وظيفه را تكويناً در اختيارش قرار داده و بنابراين تعليم همه اسماى خود فرموده و قدرت پياده نمودن و ظهور دادن همه امور را به اذن اللَّه در تمام خواسته‌هاى عالم از نظر تكوين و غيرتكوين به او عنايت فرموده ؛ خلايق هم از اين نظر ، از نظر تكوين و غيرتكوين ، چشم به وى دوخته‌اند و از نظر غيرخلقى به حقّ سبحانه . بنابراين ، شهادت به فرد اكمل خلقى را - از نظرى كه بيان شد - همه مظاهر عالم ، نمىتوانند نداشته باشند ، تنها انس و جن‌ّاند كه مأموريّت دارند علاوه برتكوين و غيرتكوين ( توجّه داشته بانشد يا نداشته باشند ) ، تشريعاً آن را بروفق تكوين و غيرتكوين ( كه همان چشم دوختن به فرد كامل جهان است ) اظهار نمايند ، اگرچه