توضيحى پيرامون معناى شهادت دادن به شخص غايب
در ابتداى جملههاى بخش فوق ، 15 لفظ شهادت وجود دارد : « أَشْهَدُ يا رَسُولَ اللَّهِ . . . » نظر به اين كه در كلمات الهى ( قرآن ) و زيارت و ادعيه اين لفظ بسيار آمده ، صلاح ديده شد در پايان توضيحات بخش 15 از اين دعا ، به طور اجمال و تفصيل بيانى راجع به معناى شهادت ، ( اعمّ از شهادت به توحيد و رسالت و امامت و كمالات الهى و بندگان خاصّش ) داشته باشيم ؛ زيرا شهادت را كسى مىتواند به چيزى بدهد كه آن را ديده باشد .
و چنان كه اظهار شهادت را نسبت به امام معصوم - عليهمالسّلام - در اين زيارت و زيارات ديگر قايل مىشويم ، به حساب اين است كه او منزلت شهادت را دارا است و امّا ديگران چگونه مىتوانند آن شهادت را بدهند و حال آن كه نه منزلت شهادت را دارا هستند و نه خود ، صورتاً ناظر كمالات الهى و آن بزرگوران بودهاند ؟ بيان اجمالى آن اين است كه لفظ شهادت كه تشريعاً مأمور به گفتن آن شدهايم و معصومين - عليهمالسّلام - خود اظهار آن معانى را مىنمودهاند ، آنان - عليهمالسّلام - شهادت تشريعى را بر وفق تكوين قرار مىدادهاند ، و امّا ديگران - بدانند يا ندانند - ، از شهادت تكوينى و غيرتكوينى اخبار مىدهند .
تفصيل آن كه : همه مظاهر عالم وجود ، تحمّل شهادت به يگانگى خداوند متعال را تكويناً و به غيرتكوين نموده و مىكنند ؛ زيرا هستى و بقاء و رفع احتياجات خويش را ، جز به او سبحانه نمىتوانند داشته باشند و شايد شهادت ملايكه و اولوالعلم در آيهى شريفه :
شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
« 1 »
خدا گواهى مىدهد كه جز او هيچ معبودى نيست و فرشتگانِ [ او ] و دانشوران [ نيز گواهى مىدهند ] .
هامش
( 1 ) . سورهى آل عمران ، آيهى 18 .