( 1076 )
« سُبْحانَكَ ، ما أَعْظَمَ وَحْدانِيَّتَكَ ، وَ أَقْدَمَ صَمَدانِيَّتَكَ ، وَ أَوْحَدَ إِلهِيَّتَكَ . . . » « 1 »
بىآلايش تو و چهقدر يگانگىات بزرگ و صمديّتت ديرينه و معبوديّتت يگانه است ! . . .
عينيت ذات با كمالات
امام - عليهالسّلام - با اين بيان ، گويا به اين نكته توجه مىدهد كه كمالات او سبحانه - همانطور كه گفته شد - عارض بر ذاتش نشده ، بلكه با آن عينيّت دارد ( كه ازلى است و كثرت در آن راه ندارد ) ، نه اين كه با اين تعبيرات بگويد ديگران نيز داراى چنين كمالاتى هستند و تو اى خداى يگانه ! اقدم و اوحد و . . . اعظم از آنهايى ؛ از اين رو پس از اين كه حقّ سبحانه را با آن خصوصيّات خوانده ، مىفرمايد :
( 1077 )
« أَسْأَلُكَ بِنُورِكَ الْقَدِيمِ وَ أَسْمائِكَ الَّتِى كَوَّنْتَ بِها كُلَّ شَىْءٍ . » « 2 »
به نور ديرينه و اسمايى كه تمامى اشياء را با آن پديد آوردى ، از تو مىخواهم .
اللَّه ؛ نور قديم ذات ، مستجمع جميع كمالات
امام - عليهالسّلام - با اين بيان و مسألت به نورانيّت ذاتى ازلى حقّ سبحانه و نيز كمالات ذاتى ازلى او سبحانه اشاره فرموده و مظاهر را تكوّن يافته اسماى ازلى حضرتش
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 596 .
( 2 ) . همان .