راضٍ » ، معلوم مىشود تنها موفقيّت يافتن برعهد تا وقتِ مرگ كفايت نمىكند ، چيز ديگرى را نيز لازم دارد و آن ، رضايت پروردگار از چنين بندهاى است ؛ زيرا ممكن است شخص نتوانسته باشد به شرايط اخذ ولايت درست عمل نمايد .
پس از بخشهاى فوق ، حضرت صادق - عليهالسّلام - به امورى كه مربوط بر تأكيد و تثبيت منزلت اميرالمؤمنين - عليهالسّلام - است اشاره مىفرمايد . در اين جا مختصراً به آنها اشاره مىشود :
لزوم توجه به اجابت دعوت جانشينى اميرالمؤمنين - عليهالسّلام -
اظهار اجابت آن بزرگوار نسبت به دعوت الهى و رسول - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - در امر جانشينى آن حضرت : « أَللَّهُمَّ ! إِنَنّا سَمِعْنا . . . » « 1 » ؛ ( خداوندا ! ، ما شنيديم . . . ) در واقع اين فرمايش ، تعليم و توجّه دادن ديگران است به اين امر كه بايد چنين باشند .
اقرار به توحيد و رسالت
اظهار ايمان به خدا و به يگانگى خواندن او سبحانه و قرار ندادن شريك برايش و اقرار به رسالت رسول اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - :
« آمَنّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ لاشَريكَ لَهُ ، وَ بِرَسُولِهِ مُحَمَّدٍ - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - . » « 2 »
به خداوند يگانه كه شريكى براى او نيست و نيز به فرستادهاش حضرت محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - ايمان آورديم .
گويا حضرت - عليهالسّلام - در مقام اين است كه بفرمايد : جز اعتقاد به خدا و رسولش - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - ، چيز ديگرى مرا بر اين امر دعوت نكرده است . از اين رو بلافاصله مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 473 .
( 2 ) . همان .