سبحانه ) ، وصول الى اللَّه به حساب مىآيد نه پيش از آن و وقت آن است كه بنده ، حقّ سبحانه را به بسماللَّه الرحمن الرحيم بخواند ؛ زيرا فرموده شده : « فَسَمّ بِاسْمِى » فاى تفريع ، مشير به اين معنى است .
اهميت « بسم اللَّه الرحمن الرحيم »
از حديث دوّم استفاده مىشود ، كسى كه « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم » را كتمان كند و نگويد ، همهى اسماء را كتمان نموده : « وَاللَّهِ الْأَسْماءَ كَتَمُوها . »
و نيز استفاده مىشود كه : « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم » خدا را به تنهايى ياد كردن است ؛ زيرا به آيهاى استشهاد شده كه خداوند مىفرمايد :
وَ إِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ
« 1 »
از حديث سوّم استفاده مىشود كه : « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم » نزديكترين اسماء به اسم اعظم به شمار آمده كه : « أَقْرَبُ إِلَى اسْمِ اللَّهِ الْأَعْظَمِ مِنْ بَياضِ الْعَيْنِ إِلى سَوادِها . »
توسل به اسم الهى براى رهايى از شرّ دشمنان دين و عترت
بنابراين ، اگر در تعويذ فوق فرموده شده : « خَيْرِ الْأَسْماءِ » ، به اين حساب است كه حضرت - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - با توسّل به اسم الهى ، از خداوند مىخواهد تا شرّ اعدايش را از دين و زحماتى كه سالها متحمّل آن شده و همچنين از اهلبيت و اوصيايش - عليهمالسّلام - دور سازد ، مبادا كيد و دشمنىهاى دشمنان او - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - باعث شود كه كتاب الهى و سنّت و عترتش - عليهمالسّلام - به فراموشى سپرده شوند . اين جاست كه مىبينيم پس از گذشت چهارده قرن از هجرت كه ستمگران ، غايت و نهايت كوشش خويش را براى نابودى آثار نبوى - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - به كار بردهاند ، ولى هر روز گسترش اعتقاد به مذهب نبوىّ - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - و علوىّ - عليهالسّلام - بيش از پيش گسترش مىيابد و حقّانيّت آن بر صالحان عقل سليم ، بيشتر آشكار مىشود و نقشههاى دشمنانشان به خاك سياه دفن مىشود . از اين رو ، مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . سورهى اسراء ، آيهى 46 .