حيوانات ] ، لا إِلهَ إِلَّا اللَّه به تعداد سنگها و كلوخها ، لا إِلهَ إِلَّا اللَّه به عدد چشم بر هم زدن ، لا إِلهَ إِلَّا اللَّه در شب ، هنگامى كه تاريك مىشود و در روز ، آن گاه كه روشن مىگردد ، لا إِلهَ إِلَّا اللَّه به تعداد بادها و صحراها و صخرهها ، لا إِلهَ إِلَّا اللَّه از امروز تا روزى كه در شيپور [ قيامت ] دميده مىشود .
شهود توحيدى ؛ معناى خاصّ تهليلات دهه اوّل
براى گويندهى اين تهليلات ، پس از اين عالم فوايدى معنوى و غير قابل توصيف ذكر شده است ، كه اين خود ، خواننده را توجّه مىدهد به اين كه در اين دعا تنها گفتن و ذكر لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ به عدد شب و روز و امواج و غيره مراد نيست ؛ بلكه به معناى خاصّ و شهود آن نظر دارد كه چنين توجهى مىتواند ، آن فوايد را در پى داشته باشد . « 1 »
واگذارى اثبات اصل توحيد به فطرت در دعا و قرآن شريف
توضيح اين مطلب را مىتوان به بيانى كه استاد علامه طباطبايى - رحمهاللَّه - در تفسير الميزان در معناى تهليل بيان نمودهاند توجيه نمود . « 2 » اجمال آن اين است كه : اگر اعراب كلمهى شريفهى « أَللَّه » را در « لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ » مرفوع بخوانيم و اسم جلاله را بدل از لفظ « إِله » بدانيم و « إِلّا » به معناى « غير » باشد ، معناى كلمه اين مىشود : « لا غَيْرُ اللَّهِ بِمَوْجُودٍ . » كلمه طيّبه ، در مقام نفى آله است نه اثبات ذات مقدّس ، اين معنى مطابق است با مبناى قرآن شريف كه - در هر جا إله ذكر شده است - وجود حقّ را مفروغ عنه مىداند و در مقام نفى وجود آله مىباشد و اصل توحيد را به فطرت واگذاشته است ، چنان كه مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . ما از توضيح آن خوددارى مىكنيم همان طورى كه مرحوم سيّد - رحمهاللَّه - مىفرمايد ، شرح آن را نمىدهيم تا اطالهى كلام نشود .
( 2 ) . الميزان ، ج 1 ، ذيل تفسير آيه 163 .