درخواست ثبوت بر اقرار به توحيد
به نظر مىرسد اين بخش در پى دو بخش گذشته ، تقاضاى ثبوت بر امور ياد شده ، پس از استجابت آنها باشد . و يا منظور ، ثبوت بر اقرار به توحيد - كه نتيجه و اجمال همان امور گذشته است - مىباشد . خداوند مىفرمايد :
- أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
. . .
يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ
« 1 »
آيا نديدى خدا چگونه مثل زده : سخنى پاك كه مانند درختى پاك است كه ريشهاش استوار و شاخهاش در آسمان است ؟ ميوهاش را هر دم به اذن پروردگارش مىدهد و خدا مثلها را براى مردم مىزند ، شايد پند گيرند . . . خدا كسانى را كه ايمان آوردهاند ، در زندگى دنيا و در آخرت با سخن استوار ثابت مىگرداند .
- إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا
« 2 »
در حقيقت كسانى كه گفتند : پروردگار ما خداست ، سپس ايستادگى كردند . . .
( 952 )
« أَللَّهُمَّ ! . . . وَ وَفِّقْنِى لِكُلِّ مَقامٍ مَحْمُودٍ تُحِبُّ أَنْ تُدْعى فِيهِ بِأَسْمائِكَ أَوْ تُسْئَلَ فِيهِ مِنْ عَطاياكَ . » « 3 »
خداوندا . . . و مرا به هر مقام ستودهاى كه دوست دارى نامهايت در آن خوانده شود و يا از عطايايت درخواست شود ، موفّق گردان .
هامش
( 1 ) . سورهى ابراهيم ، آيات 24 - 27 .
( 2 ) . سورهى فصّلت ، آيهى 30 .
( 3 ) . اقبال الاعمال ، ص 447 .