- صلّى اللَّه عليه و آله و سّلم - بنده و فرستادهى توست و گواهى مىدهم كه وعدهى تو حقّ و ملاقات با تو حقّ است و قيامت خواهد آمد و در آن ترديدى وجود ندارد و اين كه تو اهل قبور را بر خواهى انگيخت . . . پس اين را به عنوان پيمان نزد خود نگاه دار تا اين كه روزى با تو ملاقات مىكنم ، آن را به من برگردان ، به راستى كه تو خلف وعده نمىكنى .
ضرورت اقرار به اعتقادات و ترس از واگذارى به خويش
شبيه به بخش فوق در دعاهاى ديگر نيز آمده است ، معلوم مىشود علاوه بر اعتقادات حقّه اسلامى ، اقرار به آنها از نظر ظاهر نيز مطلوب است ، كه معصومين - عليهمالسّلام - خود و ديگران را بر آن مىدارند و علاوه آنها را به وديعت نزد پروردگار مىگذارند تا در ملاقات او سبحانه باز گرداند : « فَاجْعَلْ لِى عِنْدَكَ عَهْداً تُؤَدّيهِ إِلَىَّ يَوْمَ أَلْقاكَ »
گويا امام - عليهالسّلام - ترس از آن دارد كه آنى به خود واگذار شود و آن شهادتها را از ياد ببرد البته به حساب مايهى معنوى كه در او هست ، هيچ گاه از ياد نخواهد برد ، با اين همه به اقتضاى عالم خاكى خويش كه ناگزير بدان توجه مىكند ، اين ناراحتى در او پديد مىآيد و ديگران نيز به طريق اولى بايد چنين باشند .
از اين رو در ميان گفتار فوق مىفرمايد .
( 880 )
« وَ أُشْهِدُكَ أَنَّكَ إِنْ تَكِلْنِى إِلى نَفْسِى ، تَكِلُنِى إِلى ضَيْعَةٍ وَ عَوْرَةٍ وَ ذَنْبٍ وَ خَطِيئَةٍ ، وَ إِنِّى لا أَثِقُ إِلّا بِرَحْمَتِكَ . » « 1 »
و گواهى مىدهم كه اگر مرا به خود واگذارى ، به تنگنا ، عيب ، گناه و خطا واگذاشتهاى و من جز به رحمت تو اعتماد ندارم .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 426 .