آشكار و امرش بزرگ و يادش ميان علماى مشهور و در دل عارفان محفوظ است .
مشاهدهى عظمت شبهاى مهم توسط برجستگان از مؤمنين
مراد از : « ظاهِرٌ قَدْرُهُ » ، ظاهر بودن منزلت شب عيد ، به حساب عموم اهل ايمان است و منظور از علما در : « مَشْهُورٌ بَيْنَ الْعُلَمآءِ ذِكْرُهُ » ، علماى ظاهر مىباشند ، البته به قرينهى جملهى بعد : « مَحْفُوظٌ فِى قُلُوبِ الْعارِفِينَ » و يا علماى باللَّه و برجستگان از انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - و تابعين واقعى آنان هستند كه همان عارفان مىباشند و ديگران را نيز به عظمت آن شب ( كه نزد آنان مشهود است ) ، آگاهى مىدهند . اما اين كه آن شب چگونه در دلهاى عارفين به فضل و يا آگاهان به خداوند ، محفوظ است : « مَحْفُوظٌ فِى قُلُوبِ الْعارِفِينَ » ، مىتوان گفت : همان گونه كه فضيلت انبيا و اولياى الهى - عليهمالسّلام - بر عموم مردم ، چون به صورت ، مانند ايشانند ، ظاهر نمىباشد و شناختشان محتاج به معجزه است ، ولى برجستگان انبيا و اولياء - عليهمالسّلام - ، يكديگر را از نظر معنى خوب مىشناسند و احتياج به ظهور معجزات و كرامت از آنها ندارند ، شب و روز نيز كه در تمام سال و ماه شبيه يكديگرند ، مردم عادى بين ايّام فرق نمىگذارند ، مگر آن كه آنان را به عظمت روز يا شبى آگاه كنند ، ولى اهل شهود در اثر باز شدن و يا گشوده بودن ديدهى باطنشان ، هم فرق ميان شبها و روزهاى خاص را مشاهده مىنمايند و هم از فضيلت آنها خبر مىدهند . از اين رو بلافاصله مىفرمايد :
« وَ مَنْ عَرَفَ فَضْلَها مِنْ بَيْنِ اللَّيالِى وَ الْأَيّامِ فازَ . » « 1 »
و هر كس فضيلت آن را از ميان ديگر شبها و روزها بشناسد ، رستگار شده است .
و در بخش بعد مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 397 .