تمام احتمالات را مىتوان مورد توجّه قرار داد ، اما احتمال سوم به اعتبار تعبير دو گونهاى كه در دعاست : « مِنْ عِقابِكَ الْأَدْنى وَ عَذابِكَ الْأَكْبَرِ » از قوّت بيشترى برخوردار است ؛ زيرا تعبير عقاب و عذاب و يكى را ادنى و يكى را اكبر فرمودن ، بىعنايت نمىباشد .
( 853 )
« أَللَّهُمَّ ! إِنِّى . . . وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ دُنْياً تَمْنَعُ الْآخِرَةَ . » « 1 »
خدايا ! . . . و به تو پناه مىبرم از دنيايى كه از آخرت جلوگيرى مىكند .
دنياى مذموم ؛ آن چه موجب فراموشى آخرت مىشود
مراد از دنيايى كه مانع از آخرت شخص مؤمن شود ، چيز خاصّى نيست ، بلكه هر چيزى است كه مؤمن را از برداشتن توشهى معنوى براى آخرت باز دارد ؛ زيرا آنان كه آخرت خويش را آباد نمودند ، بندگانى مىباشند كه علاوه بر :
لَهُمْ ما يَشاؤُنَ
« 2 » ؛ ( هر چه بخواهند در آن جا دارند . ) به نعمت :
وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ
« 3 » ؛ ( و پيش ما فزونتر [ هم ] هست . ) نيز نايل مىكردند و اين مرحله ، اعلاى بهرهورى اهل ايمان از آخرت و مورد توجه قرار ندادن دنيا به تمام معنى و تجافى از آن است . جمله دعا نمىفرمايد : دنيا را بايد رها كرد ، بلكه در مقام اين است كه پناه برده شود از دنيايى كه موجب فراموشى آخرت است .
خداوند در قرآن شريف در عين اين كه مىفرمايد :
- وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ
« 4 »
و زندگى دنيا ، جز مايهى فريب نيست .
- وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 390 .
( 2 ) . سورهى ق ، آيهى 35 .
( 3 ) . سورهى ق ، آيهى 35 .
( 4 ) . سورهى آل عمران ، آيهى 185 .